{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همـچـون ساعـت شنی شــده ام کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـ زنـد و الـتـمـاس مـی کــنــد یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد مــن هــم … نه … لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد بــگـذاریــد تــمام شــوم
صــدای تپـش هـای قلبم رو می شنوم ولـی هیچ علاقه ای به زندگـی کردن توش نیست
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی ، پیر می شی از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، می بُری از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی هستی
این روزها شبیه جودی ابوت شده ام برای بابا لنگ درازی می نویسم که این روزها دیگر خودم هم نمی شناسمش
شاید قانون دنیا همین باشد من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست
بَهای با تو بودَن بس ناجوانمردانه سَنگیـــن است درآمد روح من ناچیز تر از این هاست
من از این منـی که هر لحظه دلتنگِ توست مُتنفـــــــــرم !
اگر گریــه نمی کنـــم فکــر نکن از سنگـــــم مــن مـــــرد هستم تنهـایی قـدم زدنم از گریـه کردن دردنـاک تـــر است
پـــایــیـــز اســـت انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـت هــای تـــو بــرگـــم پــر از اضـــطـــراب افـــتـــادنــــم
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را لطفا نگوید کسی دوستم داشته باش این یک قلم جنس را نداریم تمام شد من تعطیلم
آن روزها که با او بودن برایم آرزو بود تمام شد امروز با او بودن یا نبودن فرقی ندارد
نمـــــیـدانــــی چه دردی دارد وقـــتـی حــــالـم در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …
لج می کنم و بد اخلاق میشم نه چیزی می بینم نه چیزی می شنوم نه چیزی می گم دست خودم که نیست تو که نباشی زندگی باید به کام من تلخ بشه
تقــویمِ امـسال هـــم بـا تقـــویــمِ پــارسال هیـــچ فــرقـی نمی کند وقتـی زنـــدگی تــا اطّـلاعِ ثــانــوی تعــطــــــیل اسـت
خدایــــــــــــــــــا به حد کافی خیال بافتم و تنم کردم یه کم واقعیت شیرین لطفا
مــــــرا کــه هیــچ مقصـــدی بــه نامـــــم و هیــــچ چشمــــی در انتظــــارم نیسـت را ببخشیـد کــه بـا بـودنـــم تـــــرافیـک کــــــرده ام !
همـچـون ساعـت شنی شــده ام کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـ زنـد و الـتـمـاس مـی کــنــد یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد مــن هــم … نه … لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد بــگـذاریــد تــمام شــوم
صــدای تپـش هـای قلبم رو می شنوم ولـی هیچ علاقه ای به زندگـی کردن توش نیست
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی ، پیر می شی از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، می بُری از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی هستی
این روزها شبیه جودی ابوت شده ام برای بابا لنگ درازی می نویسم که این روزها دیگر خودم هم نمی شناسمش
شاید قانون دنیا همین باشد من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست
بَهای با تو بودَن بس ناجوانمردانه سَنگیـــن است درآمد روح من ناچیز تر از این هاست
من از این منـی که هر لحظه دلتنگِ توست مُتنفـــــــــرم !
اگر گریــه نمی کنـــم فکــر نکن از سنگـــــم مــن مـــــرد هستم تنهـایی قـدم زدنم از گریـه کردن دردنـاک تـــر است
پـــایــیـــز اســـت انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـت هــای تـــو بــرگـــم پــر از اضـــطـــراب افـــتـــادنــــم
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را لطفا نگوید کسی دوستم داشته باش این یک قلم جنس را نداریم تمام شد من تعطیلم
آن روزها که با او بودن برایم آرزو بود تمام شد امروز با او بودن یا نبودن فرقی ندارد
نمـــــیـدانــــی چه دردی دارد وقـــتـی حــــالـم در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …
لج می کنم و بد اخلاق میشم نه چیزی می بینم نه چیزی می شنوم نه چیزی می گم دست خودم که نیست تو که نباشی زندگی باید به کام من تلخ بشه
تقــویمِ امـسال هـــم بـا تقـــویــمِ پــارسال هیـــچ فــرقـی نمی کند وقتـی زنـــدگی تــا اطّـلاعِ ثــانــوی تعــطــــــیل اسـت
خدایــــــــــــــــــا به حد کافی خیال بافتم و تنم کردم یه کم واقعیت شیرین لطفا
مــــــرا کــه هیــچ مقصـــدی بــه نامـــــم و هیــــچ چشمــــی در انتظــــارم نیسـت را ببخشیـد کــه بـا بـودنـــم تـــــرافیـک کــــــرده ام !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}