{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
چقد دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت که نفس هام رو به احترامش نگه می داشتم
تنها تو رو می بینم لحظات با تو بودن را و یک زندگی شیرین را و آخر سر نیز رویاهای عاشقانه ام را با تو
عزیزم هیچ میدانی جزئیات چشم هایت کلیات زندگی من است ؟
عزیزم هیچ میدانی جزئیات چشم هایت کلیات زندگی من است ؟
عزیز ! یادی بکن از یار خسته غبار دوریت بر من نشسته دگر تیری نزن بالی ندارم وجودم از غمت در هم شکسته
کسی دیگر نمی گیرد سراغ خانه ما را به سختی جغد پیدا می کند ویرانه ما را از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ما را
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد
وفاداری؟ خدا بیامرزدش صداقت؟ یادش گرامی غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت معرفت؟ یابنده پاداش می گیرد عشق ؟ از دم قسط واقعا به کجا چنین شتابان؟
جدایی را نمی خواستم خدا کرد نمی دانم کدام نامرد دعا کرد بسوزد آنکه غربت را بنا کرد مرا از تو تو را از من جدا کرد
خدایا کفر نمی گویم تو یکتایی و بی همتا و لیکن من نه یکتایم ، نه بی همتا فقط تنهای تنهایم
چون که تو تنهاتر از من میروی آرزو دارم تو هم عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را معنی برخوردهای سرد را
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش
نا امیدی اولین قدمی است که شخص به سوی گور برمی دارد
گذشته که حالم را گرفته است آینده که حالی برای رسیدنش ندارم و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی
زندگی در حال بارگیری است ، لطفا صبر کنید سرعت خوشبختی بسیار کم است تا زندگی ات لود شود … عمرت تمام شده
صبحی کـــه بجـــای عـــشق با سیـــگار شروع بـــشه یــــک شــــــروع دوبـــاره نیــــست امـــــتداد پایان اســــت بــــــرای کــــسی که دیــگر امــــیدی بـــه ادامه نـــدارد
چقد دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت که نفس هام رو به احترامش نگه می داشتم
تنها تو رو می بینم لحظات با تو بودن را و یک زندگی شیرین را و آخر سر نیز رویاهای عاشقانه ام را با تو
عزیزم هیچ میدانی جزئیات چشم هایت کلیات زندگی من است ؟
عزیزم هیچ میدانی جزئیات چشم هایت کلیات زندگی من است ؟
عزیز ! یادی بکن از یار خسته غبار دوریت بر من نشسته دگر تیری نزن بالی ندارم وجودم از غمت در هم شکسته
کسی دیگر نمی گیرد سراغ خانه ما را به سختی جغد پیدا می کند ویرانه ما را از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ما را
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد
وفاداری؟ خدا بیامرزدش صداقت؟ یادش گرامی غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت معرفت؟ یابنده پاداش می گیرد عشق ؟ از دم قسط واقعا به کجا چنین شتابان؟
جدایی را نمی خواستم خدا کرد نمی دانم کدام نامرد دعا کرد بسوزد آنکه غربت را بنا کرد مرا از تو تو را از من جدا کرد
خدایا کفر نمی گویم تو یکتایی و بی همتا و لیکن من نه یکتایم ، نه بی همتا فقط تنهای تنهایم
چون که تو تنهاتر از من میروی آرزو دارم تو هم عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را معنی برخوردهای سرد را
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش
نا امیدی اولین قدمی است که شخص به سوی گور برمی دارد
گذشته که حالم را گرفته است آینده که حالی برای رسیدنش ندارم و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی
زندگی در حال بارگیری است ، لطفا صبر کنید سرعت خوشبختی بسیار کم است تا زندگی ات لود شود … عمرت تمام شده
صبحی کـــه بجـــای عـــشق با سیـــگار شروع بـــشه یــــک شــــــروع دوبـــاره نیــــست امـــــتداد پایان اســــت بــــــرای کــــسی که دیــگر امــــیدی بـــه ادامه نـــدارد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}