{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
روح های بزرگ در هیچ قفسی جای نمیگیرند حتی اگر این قفس به بزرگی دنیا باشد
وقتی که بجز عشق هیچ چیز برایمان باقی نمانده باشد برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است
خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تورو بخواد و بیشتر از تو هیچی نخواد تو براش تموم زندگی باشی
دلم اندازه حجم قفس تنگ است هوایم خیس و بارانیست نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست
هی پاک میکنم هی مینویسم املایم بد نیست؛ از تکرار اسمت لذت میبرم
دوستت دارم نه در هوس، دوستت دارم نه در قفس ، دوستت دارم تا آخرین نفس
اگرعشق باشدگناهی الهی سرا پا گناهم
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد امیر پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند اف بی چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
یک بچه ی تخسم که تو را دیدم و انگار آرام شدم خیره به برنامه ی کودک
تا چشمانت را دیدم دلم لرزید تا تو را دیدم دیگر چشمهای جز تو کسی را ندید پرنده ی تنها از قفس دلم پرید قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت شما عاشقید
مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او می مانی وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد
باهات میام نفس نفس / تو آسمان توی قفس / از اول تا آخرش / دوستت دارم همین و بس
دلت دریاست میدانم پر از احساس و بارانی و این زیباست میدانم به وقت شب دعایم کن که قلبت چشمه جوشان خوبیهاست میدانم
بدادم رس امشب ای یار من تو ای بهترین یار غمخوار من به آتش همه تار و پودم بسوز شرر شو بجانم وجودم بسوز بدادم برس خسته ام،خسته ام درون قفس مرغ پر بسته ام
ﺍﺳﻤﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮔﻞ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﭘﻼﺳﯿﯿﺪﻩ ﺷﯽ ﺍﺳﻤﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﮐﻨﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺟﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺭﻓﺘﯽ ﻣﻨﻢ ﺑﺮﻡ
منو ببخش…!! کسی ک دیروز ‘داشتنش ‘ رو ازت میخواستم.. امروز ‘فراموش کردنش’ رو ازت میخوام
روح های بزرگ در هیچ قفسی جای نمیگیرند حتی اگر این قفس به بزرگی دنیا باشد
وقتی که بجز عشق هیچ چیز برایمان باقی نمانده باشد برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است
خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تورو بخواد و بیشتر از تو هیچی نخواد تو براش تموم زندگی باشی
دلم اندازه حجم قفس تنگ است هوایم خیس و بارانیست نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست
هی پاک میکنم هی مینویسم املایم بد نیست؛ از تکرار اسمت لذت میبرم
دوستت دارم نه در هوس، دوستت دارم نه در قفس ، دوستت دارم تا آخرین نفس
اگرعشق باشدگناهی الهی سرا پا گناهم
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد امیر پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند اف بی چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
یک بچه ی تخسم که تو را دیدم و انگار آرام شدم خیره به برنامه ی کودک
تا چشمانت را دیدم دلم لرزید تا تو را دیدم دیگر چشمهای جز تو کسی را ندید پرنده ی تنها از قفس دلم پرید قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت شما عاشقید
مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او می مانی وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد
باهات میام نفس نفس / تو آسمان توی قفس / از اول تا آخرش / دوستت دارم همین و بس
دلت دریاست میدانم پر از احساس و بارانی و این زیباست میدانم به وقت شب دعایم کن که قلبت چشمه جوشان خوبیهاست میدانم
بدادم رس امشب ای یار من تو ای بهترین یار غمخوار من به آتش همه تار و پودم بسوز شرر شو بجانم وجودم بسوز بدادم برس خسته ام،خسته ام درون قفس مرغ پر بسته ام
ﺍﺳﻤﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮔﻞ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﭘﻼﺳﯿﯿﺪﻩ ﺷﯽ ﺍﺳﻤﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﮐﻨﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺟﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺭﻓﺘﯽ ﻣﻨﻢ ﺑﺮﻡ
منو ببخش…!! کسی ک دیروز ‘داشتنش ‘ رو ازت میخواستم.. امروز ‘فراموش کردنش’ رو ازت میخوام
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}