{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
درسکوتی که دلت دست دعا باز نمود، یاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشک های لعنتی
گرچه رفته ای دگر برنمیگردی ولی دیوانه ات هستم… خودت هم خوب میدانی تمام شمعدانی ها برایت اشک می ریزند دلت آمد دل گلهای باغم را بلرزانی
سالها میگذرد… من هنوز تنها درکوچه ی باد مانده ام. همدمم کلاغی سیاه… قطره ای اشک… آسمان ابری… فقط خدا حال مرا میفهمد. آن هنگام که آدم تنهایش گذاشت
تو یادت نیست که من برای لبخند تو از زندگیم گذشتم،ولی من خوب یادمه که تو برای یه قطره اشک اون از من گذشتی
قرصهای اعصابو… لیوان بی آبو … سنگینی خوابو … یلدای تنهایی !! اشک های تسکینو .. اهنگ غمگینو … این خواب سنگینو
از عشق زیاد شنیدم, اما طعم عشق را زمانی چشیدم که در چشمان او اشک هایی را دیدم که برای پاک شدن, به جز دستان من به هیچ دستی اعتماد نکردند
نگاه تو تلخ اشک های من شور یادت شیرین . . . چه زندگی بامزه ای دارم
وقتی دلتنگ می شوم تو را در میان اشک هایم می بینم ولی اشک هایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند
گفتند اشک بریز خالی میشوی؟؟؟ خالی که نشدم هیچ… پر شدم از بی کسی که چرا…. کسی اشک هایم را پاک نمیکند و بگوید اشک نریز تو من را داری
باران می بارد همچون اشک های من در لحظه های تنهایی همچون فریاد های من از مرگ عشق اسطوره ای
شکست من از این اشک دو چشمم پیداست
فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
هیچ وقت چشمانت را برای کسی که قدر تورو نمیدونه غرق اشک نکن
خدایا مرا ببخش اگر گاهی طاقتم تمام میشود و با دهانی بسته با چشمان خیس به زبان اشک هایم سخن میکنم
ای اشک؛ گرم و ارام ببار بر گونه ی من ,ای غم لذت ببر از این همه ازار من…
درسکوتی که دلت دست دعا باز نمود، یاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشک های لعنتی
گرچه رفته ای دگر برنمیگردی ولی دیوانه ات هستم… خودت هم خوب میدانی تمام شمعدانی ها برایت اشک می ریزند دلت آمد دل گلهای باغم را بلرزانی
سالها میگذرد… من هنوز تنها درکوچه ی باد مانده ام. همدمم کلاغی سیاه… قطره ای اشک… آسمان ابری… فقط خدا حال مرا میفهمد. آن هنگام که آدم تنهایش گذاشت
تو یادت نیست که من برای لبخند تو از زندگیم گذشتم،ولی من خوب یادمه که تو برای یه قطره اشک اون از من گذشتی
قرصهای اعصابو… لیوان بی آبو … سنگینی خوابو … یلدای تنهایی !! اشک های تسکینو .. اهنگ غمگینو … این خواب سنگینو
از عشق زیاد شنیدم, اما طعم عشق را زمانی چشیدم که در چشمان او اشک هایی را دیدم که برای پاک شدن, به جز دستان من به هیچ دستی اعتماد نکردند
نگاه تو تلخ اشک های من شور یادت شیرین . . . چه زندگی بامزه ای دارم
وقتی دلتنگ می شوم تو را در میان اشک هایم می بینم ولی اشک هایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند
گفتند اشک بریز خالی میشوی؟؟؟ خالی که نشدم هیچ… پر شدم از بی کسی که چرا…. کسی اشک هایم را پاک نمیکند و بگوید اشک نریز تو من را داری
باران می بارد همچون اشک های من در لحظه های تنهایی همچون فریاد های من از مرگ عشق اسطوره ای
شکست من از این اشک دو چشمم پیداست
فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
هیچ وقت چشمانت را برای کسی که قدر تورو نمیدونه غرق اشک نکن
خدایا مرا ببخش اگر گاهی طاقتم تمام میشود و با دهانی بسته با چشمان خیس به زبان اشک هایم سخن میکنم
ای اشک؛ گرم و ارام ببار بر گونه ی من ,ای غم لذت ببر از این همه ازار من…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}