{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من و تو از تبار بی کسانیم در این غوغا چه کَس را کَس بدانیم کسی نشنیده فریاد کمک را کمک کن تا برای هم بمانیم
از تو انتظار نداشتم دستمو رها کنی من واست بمیرم و به دیگری نگاه کنی باورم نمیشه که من از خدا تو رو بخوام تو واسه یکی دیگه شبا خدا خدا کنی
آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا
ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد
دوسِت دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه دوسِت دارمـ حتی اگه یه شب به خواب من نیای عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای
عشقت نه سرسری است که از سر به در شود مهرت نه عارضی است که جای دگر شود عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم با شیر اندرون شد و با جان به در شود !
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا
از عذاب لحظه هاى بى تو بودن خسته ام گر نیایى در کنارم دیگر از جان رفته ام تا به کى حسرت کشم از دورى چشمان تو ؟ دست سردم بیقرار از دورى دستان تو ؟
مرا آموختی آواره باشم به درگاه جنون بیچاره باشم تو خورشیدی مدار عشق با توست مرا بگذار تا سیاره باشم
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رسانی به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو گهگاهی که تو یادم بکنی هم کافیست
بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم، که شب آرامش نگاه تو را برایم زمزمه می کند.! آرام بخواب که من بی قرارم، بیدارم تا تو آرام بخوابی
آرامش دقیقا همونجا پیش کسی هست که از صمیم قلب دوسش داری
کنار برکه دلم نشستم و نیامدی دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی سوال کردم از خدا نشان خانه تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی
تا دست ارادت به تو داده ست دلم دامان طرب ز کف نهاده ست دلم ره یافته در زلف دلآویز کجت القصه به راه کج فتاده ست دلم
خدا همیشه یه پله از تو بالا تره نه برای این که خداست برای اینکه دستتو بگیره آرامش یعنی این که بدونی دستت همیشه در دست خداست
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی ؟ می باشد و می باشد و می باشد و می من باشم و من باشم و من باشم و من وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی
من و تو از تبار بی کسانیم در این غوغا چه کَس را کَس بدانیم کسی نشنیده فریاد کمک را کمک کن تا برای هم بمانیم
از تو انتظار نداشتم دستمو رها کنی من واست بمیرم و به دیگری نگاه کنی باورم نمیشه که من از خدا تو رو بخوام تو واسه یکی دیگه شبا خدا خدا کنی
آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا
ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد
دوسِت دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه دوسِت دارمـ حتی اگه یه شب به خواب من نیای عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای
عشقت نه سرسری است که از سر به در شود مهرت نه عارضی است که جای دگر شود عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم با شیر اندرون شد و با جان به در شود !
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا
از عذاب لحظه هاى بى تو بودن خسته ام گر نیایى در کنارم دیگر از جان رفته ام تا به کى حسرت کشم از دورى چشمان تو ؟ دست سردم بیقرار از دورى دستان تو ؟
مرا آموختی آواره باشم به درگاه جنون بیچاره باشم تو خورشیدی مدار عشق با توست مرا بگذار تا سیاره باشم
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رسانی به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو گهگاهی که تو یادم بکنی هم کافیست
بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم، که شب آرامش نگاه تو را برایم زمزمه می کند.! آرام بخواب که من بی قرارم، بیدارم تا تو آرام بخوابی
آرامش دقیقا همونجا پیش کسی هست که از صمیم قلب دوسش داری
کنار برکه دلم نشستم و نیامدی دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی سوال کردم از خدا نشان خانه تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی
تا دست ارادت به تو داده ست دلم دامان طرب ز کف نهاده ست دلم ره یافته در زلف دلآویز کجت القصه به راه کج فتاده ست دلم
خدا همیشه یه پله از تو بالا تره نه برای این که خداست برای اینکه دستتو بگیره آرامش یعنی این که بدونی دستت همیشه در دست خداست
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی ؟ می باشد و می باشد و می باشد و می من باشم و من باشم و من باشم و من وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}