{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن . . .
افسوس که سرمایه زکف بیرون شد در پای اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوال مسافران دنیا چون شد خیام
تنها کسی که اگه با دسته گل بره خونه کتک میخوره .............دخترک گل فروش
ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است دریاب که هفته دگر خاک شده است می نوش و گلی بچین که تا درنگری گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است خیام
زندگی مانند چرخ و فلک است. اما حیف که ما همیشه بچه نیستیم تا از سوار شدن بر آن لذت ببریم.
نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است خیام
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم / بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
از منزل کفر تا به دین یک قدم است وز عالم شک تا یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش میدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است خیام
تا کي غم آن خورم که دارم يا نه وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه پرکن قدح باده که معلومم نيست کاين دم که فرو برم برآرم يا نه خیام
این دیونگیست که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است
اي دل ز زمانه رسم احسان مطلب وز گردش دوران سرو سامان مطلب درمان طلبي درد تو افزون گردد با درد بسازو هيچ درمان مطلب خیام
اگر دیگران را در مشقت ها و سختی ها دلداری دهیم خود نیز تسکین می یابیم
چون آب به جويباروچون باد به دشت روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت هرگز غم دوروز مرا ياد نگشت روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت
پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق هر کسی لایق آن نیست که برادر باشد . . .
در هر دشتي كه لاله زاري بوده است آن لاله ز خون شهرياري بوده است چو برگ بنفشه كز زمين مي رويد خاليست كه بر رخ نگاري بوده است خیام
اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن . . .
افسوس که سرمایه زکف بیرون شد در پای اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوال مسافران دنیا چون شد خیام
تنها کسی که اگه با دسته گل بره خونه کتک میخوره .............دخترک گل فروش
ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است دریاب که هفته دگر خاک شده است می نوش و گلی بچین که تا درنگری گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است خیام
زندگی مانند چرخ و فلک است. اما حیف که ما همیشه بچه نیستیم تا از سوار شدن بر آن لذت ببریم.
نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است خیام
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم / بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
از منزل کفر تا به دین یک قدم است وز عالم شک تا یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش میدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است خیام
تا کي غم آن خورم که دارم يا نه وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه پرکن قدح باده که معلومم نيست کاين دم که فرو برم برآرم يا نه خیام
این دیونگیست که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است
اي دل ز زمانه رسم احسان مطلب وز گردش دوران سرو سامان مطلب درمان طلبي درد تو افزون گردد با درد بسازو هيچ درمان مطلب خیام
اگر دیگران را در مشقت ها و سختی ها دلداری دهیم خود نیز تسکین می یابیم
چون آب به جويباروچون باد به دشت روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت هرگز غم دوروز مرا ياد نگشت روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت
پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق هر کسی لایق آن نیست که برادر باشد . . .
در هر دشتي كه لاله زاري بوده است آن لاله ز خون شهرياري بوده است چو برگ بنفشه كز زمين مي رويد خاليست كه بر رخ نگاري بوده است خیام
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}