{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که: مدام نامت را صدا بزنم... با یک علامت سؤال"؟" و "تـــو" با حوصله جواب بدهی... جـــــان دلـــــم!؟
بی تفاوت باش به جهنم؛؛ مگر دریا مُرد از بی بارانی؛؛؟؟
اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!
ب سلامتی طناب دار چون وقتی میبره بالا دیگه ولت نمیکنه ن مثل بعضی ها
اعتراف میکنم بیش از ده ها کلیپس خواهرم در بیکاریهام شکسته شد!!!!جالبتر اینکه همه اوناروهم مینداختم تو کیفش مثلا که تو کیفش شکست......
اعتراف میکنم دبستانی که بودم قورباغه جمع میکردم و تو جا مدادی بچه ها میزاشتم خودتون دیگه جو کلاس رو بعد از باز کردن جا مدادی هاشون تصور کنید دیگه ........ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
تــنـد رفـت .. کـودکـی هـای مــن .. بــا آن دوچــرخــه ی قـــراضــه اش کـــه : هــمـیـــشـه ی خــدا پـــنـچـر بـــود ...
بهم گفت چشم بزار تا برم قائم بشم منم چشم گذاشتم ، خواستم از لای انگشتانم ببینم کجا قائم میشه ولی دیدم با یه غریبه داره راه میره ! به روی خودم نیاوردم و گفتم : بیام ؟ گفت : تو کجا ؟؟؟
یاد یاران سفرکرده بخیر..... سلامتی همه ی رفقایی که از پیشمون رفتن..........
زندگي پر است از گره هايي كه تو ان را نبسته اي اما بايد تمام انها را به تنهايي باز كني تنهاي تنها............
اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ
به " تــو " کــه میرســم ...! مکـث میکنـم ...! انگـار در " زیباییــت " چیـــــزی را , جـا گذاشتـــــه ام ! مثلــا"... در صـــ ــدایت ... آرامـــ ـــش ♥ در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ♥
اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)
اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!
یک مرد واقعی همانطوری با همسرش رفتار میکند که میخواهد مرد دیگری با دخترش رفتار کند ...
ای کـــــــاش همه به جایی برسیـم که هر روز بگوئیــــــــم : ای فردا ، هر چه می توانی کن که امروز را به تمامی زیسته ام ...
هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که: مدام نامت را صدا بزنم... با یک علامت سؤال"؟" و "تـــو" با حوصله جواب بدهی... جـــــان دلـــــم!؟
بی تفاوت باش به جهنم؛؛ مگر دریا مُرد از بی بارانی؛؛؟؟
اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!
ب سلامتی طناب دار چون وقتی میبره بالا دیگه ولت نمیکنه ن مثل بعضی ها
اعتراف میکنم بیش از ده ها کلیپس خواهرم در بیکاریهام شکسته شد!!!!جالبتر اینکه همه اوناروهم مینداختم تو کیفش مثلا که تو کیفش شکست......
اعتراف میکنم دبستانی که بودم قورباغه جمع میکردم و تو جا مدادی بچه ها میزاشتم خودتون دیگه جو کلاس رو بعد از باز کردن جا مدادی هاشون تصور کنید دیگه ........ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
تــنـد رفـت .. کـودکـی هـای مــن .. بــا آن دوچــرخــه ی قـــراضــه اش کـــه : هــمـیـــشـه ی خــدا پـــنـچـر بـــود ...
بهم گفت چشم بزار تا برم قائم بشم منم چشم گذاشتم ، خواستم از لای انگشتانم ببینم کجا قائم میشه ولی دیدم با یه غریبه داره راه میره ! به روی خودم نیاوردم و گفتم : بیام ؟ گفت : تو کجا ؟؟؟
یاد یاران سفرکرده بخیر..... سلامتی همه ی رفقایی که از پیشمون رفتن..........
زندگي پر است از گره هايي كه تو ان را نبسته اي اما بايد تمام انها را به تنهايي باز كني تنهاي تنها............
اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ
به " تــو " کــه میرســم ...! مکـث میکنـم ...! انگـار در " زیباییــت " چیـــــزی را , جـا گذاشتـــــه ام ! مثلــا"... در صـــ ــدایت ... آرامـــ ـــش ♥ در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ♥
اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)
اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!
یک مرد واقعی همانطوری با همسرش رفتار میکند که میخواهد مرد دیگری با دخترش رفتار کند ...
ای کـــــــاش همه به جایی برسیـم که هر روز بگوئیــــــــم : ای فردا ، هر چه می توانی کن که امروز را به تمامی زیسته ام ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}