{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
نیایش بعضی از ما آدم ها با خدا و درخواست از او برای حضور در زندگیمان مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند…
دوستش دارم بزرگیش را ، سکوتش را ، عظمتش را ، اُبهتش را ، تنهاییش را ، حکمتش را ، صبرش را ، و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن ! خدا را میگویم …
اعتراف میکنم بزرگترین دغدغه ی من تو دوران کودکی این بود که مامانم با کلاغا چطور ارتباط برقرار می کرد ؟!! لامصب همه ی نمراتمو می دونست
چه حقیر می شود دلم وقتی تو نیستی کنارم باش تا من بزرگ شوم ای همه ی وجود من
اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم ... وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن
اگر در سرزمینتان سایه ادم های کوچک درحال بلند شدن است بدانید که آفتاب سرزمینتان درحال غروب است!
زندگی یعنی . . . حداقل روزی 30 بار لبخند رو لبات بیاد
ما چيستيم ؟! جز ملکلولهاي فعال ذهن زمين ، که خاطرات کهکشان هارا مغشوش ميکند ! زنده یاد حسین پناهی
گریـــه میـکــردگــرگ!وقتــی میــدیـدســگ بخاطــرتـــکه "اسـتخــوانــی"لـگـدهای چــــوپــان روتــحمــل میــــــــکـرد . . . . ولي نميدانست كه تحمل كردن او ازوفايش است نه از…
اعتراف میکنم حسادت آورترین لحظه ی عمرم وقیه که میخوام منبع رو پایین مطلب وبلاگم بنویسم .شمام اینجورین؟ یا فقط من اینقد حسودم
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﺍﺵ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺁﺭﺯﻭﯼ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻭﻟﯽ ﻋﺠﺐ ﭼﻨﮕﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ ! negin
اعتراف میکنم که هنوزم وقتی میخوام دستامو بشورم ،با مایع دستشوویی حباب درست میکنم...
بـعضـی از آدمــا هسـتـن... مـا رو پـشیــمـون مـیـکنــن کـه بـهـشـون بـدی نـکــردیـم...!
حقیقت در سطرها نیست... در صدرهاست. واقعیت ها در کلام وسلام نیست در قلبهاست پس قلب وحرفمان یکی باشد
عتراف میکنم که وقتی2 سالم بود برای جشن نیکوکاری یه دامن خریدم و کادو کردم!اونجا اقای مجری تلوزیون که پخش زنده بود گف خانم کوچولو چی اوردی ؟گفتم دااااااامن!گف برای کی؟گفتم برا تووووووووو:-)
حس خوبیه وقتی ... . . . . . . . . می دونی خدا پیشته ...
نیایش بعضی از ما آدم ها با خدا و درخواست از او برای حضور در زندگیمان مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند…
دوستش دارم بزرگیش را ، سکوتش را ، عظمتش را ، اُبهتش را ، تنهاییش را ، حکمتش را ، صبرش را ، و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن ! خدا را میگویم …
اعتراف میکنم بزرگترین دغدغه ی من تو دوران کودکی این بود که مامانم با کلاغا چطور ارتباط برقرار می کرد ؟!! لامصب همه ی نمراتمو می دونست
چه حقیر می شود دلم وقتی تو نیستی کنارم باش تا من بزرگ شوم ای همه ی وجود من
اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم ... وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن
اگر در سرزمینتان سایه ادم های کوچک درحال بلند شدن است بدانید که آفتاب سرزمینتان درحال غروب است!
زندگی یعنی . . . حداقل روزی 30 بار لبخند رو لبات بیاد
ما چيستيم ؟! جز ملکلولهاي فعال ذهن زمين ، که خاطرات کهکشان هارا مغشوش ميکند ! زنده یاد حسین پناهی
گریـــه میـکــردگــرگ!وقتــی میــدیـدســگ بخاطــرتـــکه "اسـتخــوانــی"لـگـدهای چــــوپــان روتــحمــل میــــــــکـرد . . . . ولي نميدانست كه تحمل كردن او ازوفايش است نه از…
اعتراف میکنم حسادت آورترین لحظه ی عمرم وقیه که میخوام منبع رو پایین مطلب وبلاگم بنویسم .شمام اینجورین؟ یا فقط من اینقد حسودم
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﺍﺵ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺁﺭﺯﻭﯼ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻭﻟﯽ ﻋﺠﺐ ﭼﻨﮕﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ ! negin
اعتراف میکنم که هنوزم وقتی میخوام دستامو بشورم ،با مایع دستشوویی حباب درست میکنم...
بـعضـی از آدمــا هسـتـن... مـا رو پـشیــمـون مـیـکنــن کـه بـهـشـون بـدی نـکــردیـم...!
حقیقت در سطرها نیست... در صدرهاست. واقعیت ها در کلام وسلام نیست در قلبهاست پس قلب وحرفمان یکی باشد
عتراف میکنم که وقتی2 سالم بود برای جشن نیکوکاری یه دامن خریدم و کادو کردم!اونجا اقای مجری تلوزیون که پخش زنده بود گف خانم کوچولو چی اوردی ؟گفتم دااااااامن!گف برای کی؟گفتم برا تووووووووو:-)
حس خوبیه وقتی ... . . . . . . . . می دونی خدا پیشته ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}