{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم همیشه وقتی دعوام با یکی تموم میشه تازه جواب های خوب به ذهنم میرسه! :)
وقــتـی روزگـار تـو را در شـرایــط سـخـت قــرار داد نـگـو ،" چـرا مـن؟؟ " بــگـو: " نـشـونـت مـیـدم "
عـشـق را مـیـشـه تــوی دسـتـای خـسـتـه پـدر و تـوی چـشـمـای نـگـران مادر دیـد نـه در دستـان یـک غـریـبـه...
باران همیشه می بارد ولی مردم ستاره ها را بیش تر دوست دارند... نامردی است آن همه اشک را به یک چشمک فروختند!!!
روي ديوارنوشتم بارون پاکش کرد برات نامه نوشتم پستچي گمش کرد روي برگ گل نوشتم آفتاب خشکش کرد حالا ی اس میزارم که بدوني دوستت دارم
اعتراف می کنم وقتی بچه بودم برا اینکه خون مورچه ها رو ببینم کلی مورچه جمع می کردمو تو سورنگ می ریختم فشار می دادم که فقط یه بار یه قطره از سرنگ خارج شد حالا خون مورچه ها بود یا نه نمی دونم "-_-"
تو این دوره و زمونه شرط اصلی موفقیت در تمام مراحل زندگی فقط سه چیز است : اول پول ... دوم پول ... سوم پول ...
اعتراف میکنم وقتی با مخاطب خاصم قهر میکردم گوشیمو برا اینکه جلو چشمم نباشه میذاشتم تو کشوی لباسام, ولی هر 5 دقیقه یکبار میرفتم چک میکردم چندبار زنگ زده و اس داده...
مادرشبيه نخ تسبيح ميماند،به نسبت دانه ها كمترخودنمايي ميكند اما اگر نباشد هيچ دانه اي كنار ديگري نمي ماند.خدايا نخ هيچ تسبيحي پاره نشود....
اعتراف میکنم بچه که بودم یه موز که رو زمین میدیدم خودمو میزدم به اون راه و عمدآ پامو میذاشتم روش ببینم مث تو این کارتونا سر میخورم ،6 تا ملق تو هوا بخورم .....!!!.....داغون بودیمااااا
گـــآهــی وقــتــآ یــه تـــرانـــه تــمــآم حَـــرف تــو مــیــشــه . . . !✘ :)
گــــاهی عشــــق هـــم آن رویِ ســگــش را نــشـــــان مــی دهــــــد .. :)
من خدا را در آنانی دیدم که خود،نیاز محبت بودند،ولی باز هم محبت میکردند...
ماهی ها چقدر اشتباه می کنند، قلاب علامت کدام سوال است که بدان پاسخ می دهند؟ آزمون زندگی ما پر از قلاب هاییست که وقتی اسیر طعمه می شویم تازه میفهمیم ماهی ها بی تقصیرند
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدرما را اندوه مادرزاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد... "قیصر امین پور"
برایم مهم نیست بهشتی باشم یا جهنمی ... وقتی صاحب هر دو خانه خداوند است ...!!!!!
اعتراف میکنم همیشه وقتی دعوام با یکی تموم میشه تازه جواب های خوب به ذهنم میرسه! :)
وقــتـی روزگـار تـو را در شـرایــط سـخـت قــرار داد نـگـو ،" چـرا مـن؟؟ " بــگـو: " نـشـونـت مـیـدم "
عـشـق را مـیـشـه تــوی دسـتـای خـسـتـه پـدر و تـوی چـشـمـای نـگـران مادر دیـد نـه در دستـان یـک غـریـبـه...
باران همیشه می بارد ولی مردم ستاره ها را بیش تر دوست دارند... نامردی است آن همه اشک را به یک چشمک فروختند!!!
روي ديوارنوشتم بارون پاکش کرد برات نامه نوشتم پستچي گمش کرد روي برگ گل نوشتم آفتاب خشکش کرد حالا ی اس میزارم که بدوني دوستت دارم
اعتراف می کنم وقتی بچه بودم برا اینکه خون مورچه ها رو ببینم کلی مورچه جمع می کردمو تو سورنگ می ریختم فشار می دادم که فقط یه بار یه قطره از سرنگ خارج شد حالا خون مورچه ها بود یا نه نمی دونم "-_-"
تو این دوره و زمونه شرط اصلی موفقیت در تمام مراحل زندگی فقط سه چیز است : اول پول ... دوم پول ... سوم پول ...
اعتراف میکنم وقتی با مخاطب خاصم قهر میکردم گوشیمو برا اینکه جلو چشمم نباشه میذاشتم تو کشوی لباسام, ولی هر 5 دقیقه یکبار میرفتم چک میکردم چندبار زنگ زده و اس داده...
مادرشبيه نخ تسبيح ميماند،به نسبت دانه ها كمترخودنمايي ميكند اما اگر نباشد هيچ دانه اي كنار ديگري نمي ماند.خدايا نخ هيچ تسبيحي پاره نشود....
اعتراف میکنم بچه که بودم یه موز که رو زمین میدیدم خودمو میزدم به اون راه و عمدآ پامو میذاشتم روش ببینم مث تو این کارتونا سر میخورم ،6 تا ملق تو هوا بخورم .....!!!.....داغون بودیمااااا
گـــآهــی وقــتــآ یــه تـــرانـــه تــمــآم حَـــرف تــو مــیــشــه . . . !✘ :)
گــــاهی عشــــق هـــم آن رویِ ســگــش را نــشـــــان مــی دهــــــد .. :)
من خدا را در آنانی دیدم که خود،نیاز محبت بودند،ولی باز هم محبت میکردند...
ماهی ها چقدر اشتباه می کنند، قلاب علامت کدام سوال است که بدان پاسخ می دهند؟ آزمون زندگی ما پر از قلاب هاییست که وقتی اسیر طعمه می شویم تازه میفهمیم ماهی ها بی تقصیرند
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدرما را اندوه مادرزاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد... "قیصر امین پور"
برایم مهم نیست بهشتی باشم یا جهنمی ... وقتی صاحب هر دو خانه خداوند است ...!!!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}