{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اثر انگشتهایِ ما، از قلبهایی که لمسشان کردهایم، هیچ وقت پاک نمیشوند! چارلز بوکفسکی
اعتراف میکنم تا دیروز فکر میکردم اگه با پا برم روی ماشین کنترلی داداش کوچولوم نمیشکنه ولی امروز بعد از خورد شدنش فهمیدم این ماشینا اونقدر ها هم قدرت ندارن.......*_*
اعتراف میکنم تا سوم ابتدایی مامانم هر وقت پولم میداد تا چیزی بگیرم میرفتم بوفه ی مدرسه و پولو میدادم و میگفتم به اندازه ی پولم به من چیز(حالا هرچی باشه میخورم) بده!!!!!!!!!!!!!
مهم نیست که از بیرون چطور به نظر می ایی..کسانی که درونت را میشناسند برایت کافیست ..برای آنهایی که از روی ظاهر قضاوت می کنند حرفی نداشته باش.آنها همان بیرون بمانند برایشان کافیست...
اعتراف میکنم امروز رفتم شارژ خریدم فروشنده به جای پول خورد آدامس داد منم گفتم پولش چقد میشه گفت 500تومن منم گفتم چیزی نیس که بذار بمونه پیشت هیچی دیگه الان مث سگ پشیمونم :|
دکتر اگه دکتر بود. فرق نفس عمیق با آه رو میفهمید...!
آخرین اشتباهم بودی! . . . گاهی تنها حرف جا مانده در یک رابطه است...
اعتراف میکنم وقتی میخوام با یه قیچی کند یه تیکه پارچه ببرم همزمان با فشار دادن قیچی دندوناممو هم فشار میدم یعنی تا پارچه رو ببرم فکم کج میشه ..........
من "سکوت" کردم چون حوصله ی اثبات دروغاشونو نداشتم..!! . . اونام گذاشتن به حساب: کم حرف بودن..خجالتی بودن..حتی کم آوردن!!
خــیــلـی فــرقــه .... بـیـنـه کـسـی کـه خـسـتـه شـده از زنـدگـی بـا کـسـی کـه بـا خـسـتـگـی زنـدگـی مـیـکـنـه.....
اعتراف میکنم مادر و پدر من هنووووز که هنووزه فرق صدای من و داداشمو از پشت تلفن متوجه نمیشن !
ی سری از ادمارو نباید بالا برد باید بالا اورد......
تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سرد شده رو با ریختن آب جوش گرم کنی نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش...
▬▬▐ن اینکه نخواماااا ولی واقعا در توانم نیس بعضیارو ادم حساب کنــم...▌▬▬▬
در حیاطِ خلوت دل به هر طرف که می چرخم می خورم به شانه تو این خانه پری دارد !
اعتراف میکنم تا 11 سالگی فکر میکردم "کافی نت" اسم دیگه همون "کافی شاپ" هستش! همچین نخبهای بودم من
اثر انگشتهایِ ما، از قلبهایی که لمسشان کردهایم، هیچ وقت پاک نمیشوند! چارلز بوکفسکی
اعتراف میکنم تا دیروز فکر میکردم اگه با پا برم روی ماشین کنترلی داداش کوچولوم نمیشکنه ولی امروز بعد از خورد شدنش فهمیدم این ماشینا اونقدر ها هم قدرت ندارن.......*_*
اعتراف میکنم تا سوم ابتدایی مامانم هر وقت پولم میداد تا چیزی بگیرم میرفتم بوفه ی مدرسه و پولو میدادم و میگفتم به اندازه ی پولم به من چیز(حالا هرچی باشه میخورم) بده!!!!!!!!!!!!!
مهم نیست که از بیرون چطور به نظر می ایی..کسانی که درونت را میشناسند برایت کافیست ..برای آنهایی که از روی ظاهر قضاوت می کنند حرفی نداشته باش.آنها همان بیرون بمانند برایشان کافیست...
اعتراف میکنم امروز رفتم شارژ خریدم فروشنده به جای پول خورد آدامس داد منم گفتم پولش چقد میشه گفت 500تومن منم گفتم چیزی نیس که بذار بمونه پیشت هیچی دیگه الان مث سگ پشیمونم :|
دکتر اگه دکتر بود. فرق نفس عمیق با آه رو میفهمید...!
آخرین اشتباهم بودی! . . . گاهی تنها حرف جا مانده در یک رابطه است...
اعتراف میکنم وقتی میخوام با یه قیچی کند یه تیکه پارچه ببرم همزمان با فشار دادن قیچی دندوناممو هم فشار میدم یعنی تا پارچه رو ببرم فکم کج میشه ..........
من "سکوت" کردم چون حوصله ی اثبات دروغاشونو نداشتم..!! . . اونام گذاشتن به حساب: کم حرف بودن..خجالتی بودن..حتی کم آوردن!!
خــیــلـی فــرقــه .... بـیـنـه کـسـی کـه خـسـتـه شـده از زنـدگـی بـا کـسـی کـه بـا خـسـتـگـی زنـدگـی مـیـکـنـه.....
اعتراف میکنم مادر و پدر من هنووووز که هنووزه فرق صدای من و داداشمو از پشت تلفن متوجه نمیشن !
ی سری از ادمارو نباید بالا برد باید بالا اورد......
تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سرد شده رو با ریختن آب جوش گرم کنی نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش...
▬▬▐ن اینکه نخواماااا ولی واقعا در توانم نیس بعضیارو ادم حساب کنــم...▌▬▬▬
در حیاطِ خلوت دل به هر طرف که می چرخم می خورم به شانه تو این خانه پری دارد !
اعتراف میکنم تا 11 سالگی فکر میکردم "کافی نت" اسم دیگه همون "کافی شاپ" هستش! همچین نخبهای بودم من
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}