{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بعضی حرفا رو نمی شه گفت،باید خورد!! ولی بعضی حرفارو،نه میشه گفت،نه می شه خورد! می مونه سردل! میشه دلتنگی! میشه بغض! … میشه سکوت! میشه همون وقتایی که خودتم نمی دونی چه مرگته !!!
چند یک دقیقه می ایستم چند یک دقیقه سکوت می کنم چند یک دقیقه شکر می کنم که هستید. و من صبح ها پا می شوم و صورتم را با دستهای کسی می شویم که گناه گریه هایم را به گردن نمی گیرد!
چقدر سخت است که لبریز باشی از «گفتن» ولی … در هیچ سویت محرمی نباشد …
بغضم را خودم گریه خواهم کرد… سکوتم را هم خودم می نویسم … دست هایم اما … التماس دعا دارند …
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی …
وقتی تو نیستی من میمانم و لحظه هایی که با بغض میگذرند
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند! گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی
گاهی سکوت علامت رضایت نیست شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض
می گویند آخر خنده گریه است بهانه ای جور کن بخندم بغض بدی در گلو دارم
جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست تا اسمت را می شنود طفلک می شکند
مرد بغض نمی کند مرد گریه نمی کند مرد نمی شکند فقط سیگاری روشن میکند و آرام و بی صدا لابه لای دود و شعر می میرد
خوش بحالت آسمان بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند بغض من که می شکند همه می گویند چته باز؟
من هنوز هم درپس تمام اتفاق هایی که نیوفتاده اند میشکنم! چشمهایت را ببند گوش کن دخترکی دلش را بغل گرفته و زیر آوار بغض های فرو ریخته اش فریاد می کشد
رفتنت نبودنت نامردیت هیچکدام نه اذیتم کرد ونه برایم سوال شد فقط یک بغض خفه ام می کند چگونه نگاهت کردکه مرا اینگونه تنها گذاشتی
تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم هیچکس مرا به یاد نمی آورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم
بغض هایم را به آسمان سپردم عزیز خدا بخیر کند باران امشب را
بعضی حرفا رو نمی شه گفت،باید خورد!! ولی بعضی حرفارو،نه میشه گفت،نه می شه خورد! می مونه سردل! میشه دلتنگی! میشه بغض! … میشه سکوت! میشه همون وقتایی که خودتم نمی دونی چه مرگته !!!
چند یک دقیقه می ایستم چند یک دقیقه سکوت می کنم چند یک دقیقه شکر می کنم که هستید. و من صبح ها پا می شوم و صورتم را با دستهای کسی می شویم که گناه گریه هایم را به گردن نمی گیرد!
چقدر سخت است که لبریز باشی از «گفتن» ولی … در هیچ سویت محرمی نباشد …
بغضم را خودم گریه خواهم کرد… سکوتم را هم خودم می نویسم … دست هایم اما … التماس دعا دارند …
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی …
وقتی تو نیستی من میمانم و لحظه هایی که با بغض میگذرند
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند! گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی
گاهی سکوت علامت رضایت نیست شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض
می گویند آخر خنده گریه است بهانه ای جور کن بخندم بغض بدی در گلو دارم
جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست تا اسمت را می شنود طفلک می شکند
مرد بغض نمی کند مرد گریه نمی کند مرد نمی شکند فقط سیگاری روشن میکند و آرام و بی صدا لابه لای دود و شعر می میرد
خوش بحالت آسمان بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند بغض من که می شکند همه می گویند چته باز؟
من هنوز هم درپس تمام اتفاق هایی که نیوفتاده اند میشکنم! چشمهایت را ببند گوش کن دخترکی دلش را بغل گرفته و زیر آوار بغض های فرو ریخته اش فریاد می کشد
رفتنت نبودنت نامردیت هیچکدام نه اذیتم کرد ونه برایم سوال شد فقط یک بغض خفه ام می کند چگونه نگاهت کردکه مرا اینگونه تنها گذاشتی
تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم هیچکس مرا به یاد نمی آورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم
بغض هایم را به آسمان سپردم عزیز خدا بخیر کند باران امشب را
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}