{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گاه سکوت معجزه می کند و تو می آموزی که همیشه بودن در فریادنیست
سکوت می کنم به احترام آن همه حرف که در دلم مرد
سکوت گورستان را می شنوی عزیز؟ دنیا ارزش دل شکستن ندارد که ندارد
سکوت پشت گوشی از سنگین ترین سکوت هاست نه از دست ها کاری ساخته است ، نه از چشم ها
در زیر سکوت تو گنجی است خاموش و مغرور همچون میراث یک دهکدۀ دور گنجی پنهان در خطر هجوم غارتگران گنجی که من دیده ام و خود را به ندیدن می زنم …
همه می دانند از دهانت صدای بوسه می آید و چشم هایت سکوت را به دریا تحمیل می کند خوش به حالت که زنی و خوش به حال من که دوستت دارم!
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود.
عادت کرده ام به تنهایى عادت کرده ام به سکوت کمى نگاهم کن تا صداى دریا بدهم
سکوت آینه ها همیشه جواب تمام سوال های بی جواب بغض و باران است.
دوستت دارم را نگو؛ با سکوت معصومانهی نگاهت فریاد کن؛ چشم ها دروغ نمی گویند.
درختان کوچه نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند دستهای آنها را همیشه قطع میکنند مثل دستهای من که بیهوده کشیده شده است در فاصله و در این سکوت که هیزمشکن بین من و توست!
کفش، ابتکار پرسه های من بود ! و چتر، ابداع بی سامانی هایم ! هندسه، شطرنج سکوت من بود! و رنگ، تعبیر دل تنگی هایم
پروردگار مهربان من، از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوتِ گنگ و بی حاصل س و رنجزای گسترده ای…
من به فروغ تن اندوهگین تو مینگرم و تو به آتش بازی قلب من خیره میشوی سرتاسر این پهنه درد پر از سکوت است فقط قلبهای ما است که میخواند در کنار رودی از مرگ به زندگی میاندیشم
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی است اما هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر…
دوستت دارم چگونه میخواهی اثبات کنم وجودت را در جهان مثل وجود آب مثل وجود درخت تو آفتابگردانی و نخلستان و نغمهای که از جان برمیخیزد… بگذار با سکوت بگویمت وقتی که واژهها توان گفتن ندارند
گاه سکوت معجزه می کند و تو می آموزی که همیشه بودن در فریادنیست
سکوت می کنم به احترام آن همه حرف که در دلم مرد
سکوت گورستان را می شنوی عزیز؟ دنیا ارزش دل شکستن ندارد که ندارد
سکوت پشت گوشی از سنگین ترین سکوت هاست نه از دست ها کاری ساخته است ، نه از چشم ها
در زیر سکوت تو گنجی است خاموش و مغرور همچون میراث یک دهکدۀ دور گنجی پنهان در خطر هجوم غارتگران گنجی که من دیده ام و خود را به ندیدن می زنم …
همه می دانند از دهانت صدای بوسه می آید و چشم هایت سکوت را به دریا تحمیل می کند خوش به حالت که زنی و خوش به حال من که دوستت دارم!
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود.
عادت کرده ام به تنهایى عادت کرده ام به سکوت کمى نگاهم کن تا صداى دریا بدهم
سکوت آینه ها همیشه جواب تمام سوال های بی جواب بغض و باران است.
دوستت دارم را نگو؛ با سکوت معصومانهی نگاهت فریاد کن؛ چشم ها دروغ نمی گویند.
درختان کوچه نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند دستهای آنها را همیشه قطع میکنند مثل دستهای من که بیهوده کشیده شده است در فاصله و در این سکوت که هیزمشکن بین من و توست!
کفش، ابتکار پرسه های من بود ! و چتر، ابداع بی سامانی هایم ! هندسه، شطرنج سکوت من بود! و رنگ، تعبیر دل تنگی هایم
پروردگار مهربان من، از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوتِ گنگ و بی حاصل س و رنجزای گسترده ای…
من به فروغ تن اندوهگین تو مینگرم و تو به آتش بازی قلب من خیره میشوی سرتاسر این پهنه درد پر از سکوت است فقط قلبهای ما است که میخواند در کنار رودی از مرگ به زندگی میاندیشم
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی است اما هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر…
دوستت دارم چگونه میخواهی اثبات کنم وجودت را در جهان مثل وجود آب مثل وجود درخت تو آفتابگردانی و نخلستان و نغمهای که از جان برمیخیزد… بگذار با سکوت بگویمت وقتی که واژهها توان گفتن ندارند
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}