{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
آرام بگیر دلم … تنگ نشو برایش … مگر نشنیدی جمله ی آخرش را ! “چیزی بینمان نبوده”
تبسم دوست تجسم خوبیهاست به تبسمت سوگند شاد بودنت آرزوی من است.
تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد... شایـــد کــه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد..!!!
دلم كمى هواميخواهد... امادرسرنگ، از زندگى خسته ام...
جلوى بعضى ازخاطره هابايدنوشت، آهسته به يادآورده شود، خطرريزش اشك...
بی وفا باشی وفایت میکنند… با وفا باشی خیانت میکنند… آری این است رسم زمانه…
کـسـي چی مـي دونه ؟!! شــايــد روزي بيــاد کـــه حـــال مـــنم خـــوب شـــه ... هــوا خـــوب شـــه ... عــشــق خــوب شــه ... و تـــــو ... خــــوب مــن شـــوي !!!
شبی از سوز گفتم قلم را/بیا بنویس غمهای دلم را/قلم گفتا برو بیمار عاشق/نارم طاقت این بار غم را!!!
آن که چشمان تو را این همه زیبا می کرد/کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد/یا نمی داد به تو این همه زیبایی را/یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
چای تازه دم با عطر و بوی خوش در استکان همیشگی ات را بر می دارم و می نوشم...اما مزه دلتنگی می دهد بدون تو!
امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی . . .
این روزها هیچ چیز سر جایش نیست! جز تو که بدجور جا گرفتی کنج دلم!
نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی را می دهد که به جوان از دست رفته اش می اندیشد و اشک می ریزد اما نه انگار در نبودنت پبر تر از پیرمردی شده ام که در زیر سایه عصایش نشسته و با خدایش حرفها دارد
روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد ، تا همیشه بگویم همین دیروز بود . . .
این روزها میگذرند، ولی من از این روزا نمیگذرم….
مهربانم! هيچگاه باور نكن كه نبودنت را باور كنم! هيچگاه باور نكن به نبودنت عادت كنم! شايد به اجبار زمانه نبودنت را تحمل كنم! اما اينكه نباشي...نه!نه!نه
آرام بگیر دلم … تنگ نشو برایش … مگر نشنیدی جمله ی آخرش را ! “چیزی بینمان نبوده”
تبسم دوست تجسم خوبیهاست به تبسمت سوگند شاد بودنت آرزوی من است.
تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد... شایـــد کــه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد..!!!
دلم كمى هواميخواهد... امادرسرنگ، از زندگى خسته ام...
جلوى بعضى ازخاطره هابايدنوشت، آهسته به يادآورده شود، خطرريزش اشك...
بی وفا باشی وفایت میکنند… با وفا باشی خیانت میکنند… آری این است رسم زمانه…
کـسـي چی مـي دونه ؟!! شــايــد روزي بيــاد کـــه حـــال مـــنم خـــوب شـــه ... هــوا خـــوب شـــه ... عــشــق خــوب شــه ... و تـــــو ... خــــوب مــن شـــوي !!!
شبی از سوز گفتم قلم را/بیا بنویس غمهای دلم را/قلم گفتا برو بیمار عاشق/نارم طاقت این بار غم را!!!
آن که چشمان تو را این همه زیبا می کرد/کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد/یا نمی داد به تو این همه زیبایی را/یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
چای تازه دم با عطر و بوی خوش در استکان همیشگی ات را بر می دارم و می نوشم...اما مزه دلتنگی می دهد بدون تو!
امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی . . .
این روزها هیچ چیز سر جایش نیست! جز تو که بدجور جا گرفتی کنج دلم!
نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی را می دهد که به جوان از دست رفته اش می اندیشد و اشک می ریزد اما نه انگار در نبودنت پبر تر از پیرمردی شده ام که در زیر سایه عصایش نشسته و با خدایش حرفها دارد
روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد ، تا همیشه بگویم همین دیروز بود . . .
این روزها میگذرند، ولی من از این روزا نمیگذرم….
مهربانم! هيچگاه باور نكن كه نبودنت را باور كنم! هيچگاه باور نكن به نبودنت عادت كنم! شايد به اجبار زمانه نبودنت را تحمل كنم! اما اينكه نباشي...نه!نه!نه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}