{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
می دانی ؟ به رویت نیاوردم از همان زمانی که جای تو به من گفتی شما فهمیدم پای او در میان است
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه
ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم من ، تو و رقیبم من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت
برای خیانت هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست
خیانت واژه ی تلخی ست حقیقتی زهرآگین فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارم ها هرگز تبرئه ای نیست آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد
هى لعنتى! بیا باهم بازى کنیم تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار، من هم شماره غریبه هاى توى گوشى أت را
می دهم شاید هم ۲۱ خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر می خواهد نمی دانستم اینقدر هنرمندی …
ترســو بودی جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام امـــا حالا چه شجـــاع شده ای …
شک کرده بـودم کسی بین ماست حالا یقین دارم من بین دو نفر بودم چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من
پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟
هر دومون خیانت کردیم من شب ها با گریه می خوابیدم و تو با غریبه!
چه کلمه مظلومی است قسمت همه نامردی ها را به عهده میگیرد
هر شب پتروس شهر من خواب است وقتی چشمانم چکه می کنند…
کافه را گرد دلتنگی گرفته صندلی های خالی فنجان هایی از تنهایی لبریز
یک استکان چای از میان دستانت و یک جرعه غزل از میان چشمانت دلم آرام ِ نگاهت را می خواهد و شهد شیرین کلامت خسته ام دوباره باورم می کنی؟
بعد از یک فنجان قهوه و دو نخ سیگار به هوایی سرد برمی گردم در پی رویاهایم … در پی تو …
می دانی ؟ به رویت نیاوردم از همان زمانی که جای تو به من گفتی شما فهمیدم پای او در میان است
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه
ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم من ، تو و رقیبم من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت
برای خیانت هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست
خیانت واژه ی تلخی ست حقیقتی زهرآگین فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارم ها هرگز تبرئه ای نیست آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد
هى لعنتى! بیا باهم بازى کنیم تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار، من هم شماره غریبه هاى توى گوشى أت را
می دهم شاید هم ۲۱ خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر می خواهد نمی دانستم اینقدر هنرمندی …
ترســو بودی جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام امـــا حالا چه شجـــاع شده ای …
شک کرده بـودم کسی بین ماست حالا یقین دارم من بین دو نفر بودم چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من
پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟
هر دومون خیانت کردیم من شب ها با گریه می خوابیدم و تو با غریبه!
چه کلمه مظلومی است قسمت همه نامردی ها را به عهده میگیرد
هر شب پتروس شهر من خواب است وقتی چشمانم چکه می کنند…
کافه را گرد دلتنگی گرفته صندلی های خالی فنجان هایی از تنهایی لبریز
یک استکان چای از میان دستانت و یک جرعه غزل از میان چشمانت دلم آرام ِ نگاهت را می خواهد و شهد شیرین کلامت خسته ام دوباره باورم می کنی؟
بعد از یک فنجان قهوه و دو نخ سیگار به هوایی سرد برمی گردم در پی رویاهایم … در پی تو …
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}