{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همیشه درد از دیگران است گاهی از نبودنشان گاه از بودنشان
هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت خود ندانستم از این غم ها چه سود ؟
دوستت دارم تکیه کلام تو بود من بی جهت به آن تکیه داده بودم
با عشق به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی رفتی و چه آسوده ز من دل کندی هر دو قلمت خرد اگر برگردی
همه از مرگ می ترسن ما از رفیق نامرد
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق در آمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد نمی بخشمت خائن
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن
صد سال در بیابان آواره شوی به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی
زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم منم آن چوب سرگردان به ساحل میرسم زیرا درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت برادر جان مرا نامردمی کشت فتوت پیشه خندد روی در روی زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
ای نا رفیق به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر نا مردیت را
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم به هر حال ممنون از مشتت
از درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است
من با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم
جای قول و قرارهایمان امن است زیر پاهای تو
همیشه درد از دیگران است گاهی از نبودنشان گاه از بودنشان
هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت خود ندانستم از این غم ها چه سود ؟
دوستت دارم تکیه کلام تو بود من بی جهت به آن تکیه داده بودم
با عشق به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی رفتی و چه آسوده ز من دل کندی هر دو قلمت خرد اگر برگردی
همه از مرگ می ترسن ما از رفیق نامرد
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق در آمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد نمی بخشمت خائن
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن
صد سال در بیابان آواره شوی به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی
زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم منم آن چوب سرگردان به ساحل میرسم زیرا درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت برادر جان مرا نامردمی کشت فتوت پیشه خندد روی در روی زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
ای نا رفیق به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر نا مردیت را
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم به هر حال ممنون از مشتت
از درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است
من با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم
جای قول و قرارهایمان امن است زیر پاهای تو
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}