{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد من زرد میشوم و تا کفشهای رفتنت جفت میشود غریب میشوم و نیلوفراته دوستت دارم نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار میکنند من درست مثل خودم هنوز و همیشه دوستت دارم
شاد باش و نه بیاموزدت فلک انچه ندانی و نبینی ز غم و درد ترک بامدادان که کشد خورشید بر کوچه سرک برخیز سفر کن شبیه یک شاه پرک
من که گفتم این بهار افسردنی است.. من که گفتم این پرستو مردنی است.. من که گفتم ای دل بی بند و بار.. عشق یعنی رنج یعنی انتظار.. اه عجب کاری به دستم داد دل...هم شکست و هم شکستم داد دل
خداحافظ پیام من...کلام من... خداحافظ تو ای تنها سلام من... خـــداحافظ طلوع من غروب من... خداحافظ تو ای محبوب خوب مـن...
کاش باران برکویردلم بباردتاازرنگین کمانش پلی بسازم برای"دیدنت.......عشقم.....
یادکن که عشق نمی پرسه اهل کجایی!فقط میگه توی قلب من زندگی کن!! عشق نمی پرسه چرا دور هستی!فقط میگه همیشه بامن هستی! عشق نمیگه دوستم داری؟فقط میگه دوستتدارم!
چقدر جالب است همه چیز تنگش آدم را می آزارد لباس تنگ ، کفش تنگ ، گلوی تنگ و دل تنگ دلم برایت خیلی تنگ شده
خـــداوند "ادم" را خـــلق کـــرد . . . و پـــس از آن "حـــوایی" برایـــش افـــرید. . . خواســـت همـــدمی داشـــته باشـــد. . . تا هـــر شـــب در آغـــوش او. . . عاشـــقانـــه جـــان دهـــد. . !
نمیدانم چرا ، اما برایت سخت دلتنگم ، در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده میتازند ، من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم
در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرآت نمیکنم دوستت نداشته باشم . . .
دلتنگی هایم رااگرسنگ می فهمید فکری به حالم می کرد بی وجدان
دو خط موازی... حتی با فاصله ای اندک که میانشان باشد.... هرگز به هم نمیرسند...+ من و تو... حکایت همین دو خطیم... دو خط موازی....
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد …
شاهرگم قيد توست ....... بزنم ، ميميرم ............
دیگر دلم برایت تنگ نمیشود بهانه ات را هم نمیگیرد اصلا به من چه که دوستت دارم
دل تنـــــــگم....... دل تنــــــــــگــــــ آن روزهـــــــــا ک نمیـــــــدانم محبتهایــــــش توهــــــــم من بــــــــــــود!!!! یا تــــرحم او؟؟!!!!!!!!!!!!!!
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد من زرد میشوم و تا کفشهای رفتنت جفت میشود غریب میشوم و نیلوفراته دوستت دارم نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار میکنند من درست مثل خودم هنوز و همیشه دوستت دارم
شاد باش و نه بیاموزدت فلک انچه ندانی و نبینی ز غم و درد ترک بامدادان که کشد خورشید بر کوچه سرک برخیز سفر کن شبیه یک شاه پرک
من که گفتم این بهار افسردنی است.. من که گفتم این پرستو مردنی است.. من که گفتم ای دل بی بند و بار.. عشق یعنی رنج یعنی انتظار.. اه عجب کاری به دستم داد دل...هم شکست و هم شکستم داد دل
خداحافظ پیام من...کلام من... خداحافظ تو ای تنها سلام من... خـــداحافظ طلوع من غروب من... خداحافظ تو ای محبوب خوب مـن...
کاش باران برکویردلم بباردتاازرنگین کمانش پلی بسازم برای"دیدنت.......عشقم.....
یادکن که عشق نمی پرسه اهل کجایی!فقط میگه توی قلب من زندگی کن!! عشق نمی پرسه چرا دور هستی!فقط میگه همیشه بامن هستی! عشق نمیگه دوستم داری؟فقط میگه دوستتدارم!
چقدر جالب است همه چیز تنگش آدم را می آزارد لباس تنگ ، کفش تنگ ، گلوی تنگ و دل تنگ دلم برایت خیلی تنگ شده
خـــداوند "ادم" را خـــلق کـــرد . . . و پـــس از آن "حـــوایی" برایـــش افـــرید. . . خواســـت همـــدمی داشـــته باشـــد. . . تا هـــر شـــب در آغـــوش او. . . عاشـــقانـــه جـــان دهـــد. . !
نمیدانم چرا ، اما برایت سخت دلتنگم ، در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده میتازند ، من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم
در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرآت نمیکنم دوستت نداشته باشم . . .
دلتنگی هایم رااگرسنگ می فهمید فکری به حالم می کرد بی وجدان
دو خط موازی... حتی با فاصله ای اندک که میانشان باشد.... هرگز به هم نمیرسند...+ من و تو... حکایت همین دو خطیم... دو خط موازی....
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد …
شاهرگم قيد توست ....... بزنم ، ميميرم ............
دیگر دلم برایت تنگ نمیشود بهانه ات را هم نمیگیرد اصلا به من چه که دوستت دارم
دل تنـــــــگم....... دل تنــــــــــگــــــ آن روزهـــــــــا ک نمیـــــــدانم محبتهایــــــش توهــــــــم من بــــــــــــود!!!! یا تــــرحم او؟؟!!!!!!!!!!!!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}