{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دیگر پیامهایت نمی رسند ، سیم بانان را خبر کن ، شاید کاجی افتاده باشد !
حالا که فرقی نمی کنه کنارت ایستاده باشم یا نه پس بذار همه چیز رو از وسط قیچی کنم تاتو در نیمی باشی و من در نیمی دیگر راستی با دستی که روی شونه هات جا گذاشتم چه میکنی....
هر وقت دل تنگ میشم میام پشت در قلبت هی در میزنم پس هر وقت قلبت میزنه بدان دلم برات تنگ شده
میزنم به خیابان و پایم را به پیشانی اش میکوبم... من لج این خیابان را که ازهیچ طرف به تو نمیرسد...درمی آورم...
هنگام بارش باران سرت رارو به آسمان نگیرمن به بوسه های باران روی صورتت هم حسودی میکنم.
بهانه گیر زبان نفهم...دلم را میگویم... آخر تو را از کجا برایش بیاورم.
مغتاد به اینترنت مجرم نیست... تنهاست!
بي بهانه تو را مرور ميكنم تاخاموشيم نشان فراموشيم نباشد...
فلانی نردبان هوسش را برداشت و از اینجا رفت چون میدانست با این چیزها قدش به عشق نمیرسد ، عشق بال میخواهد که او نداشت !
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که “شاید” بیایی … می خواهم امروز را زندگی کنم … خواستی باش … نخواستی نباش
دلتنگی حس عجیبی است که گاهی“تـــو” را به یادم می آورد … گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان …
آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من … جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد، مثلا آغوش تو ؛ جان میدهد برای جان دادن …
تـَـخــتـے ڪہ هـَـر شـَـبــ، تــنــهــا؛ بــا یــاנِ کــســے روش بــخوابـے، تـَـخــتـــ نـیسـ ــتــ… تــابــوتــه…
.چـقــــدر ســـختــــه منـــطقـــــي فــكر كنــــي وقتــــي .. احــســـاســـاتـــت داره خـــفــت ميـــكنـــه!!!!
باران بیاید یا نیاید... تو باشی یا نباشی... خاطرت باشد یا نباشد... من خیس از یاد توام...""
بــــــــــاید کنار این آدم ها "عاقـــــلانه"زندگی کرد نه "عاشــــــقانه"
دیگر پیامهایت نمی رسند ، سیم بانان را خبر کن ، شاید کاجی افتاده باشد !
حالا که فرقی نمی کنه کنارت ایستاده باشم یا نه پس بذار همه چیز رو از وسط قیچی کنم تاتو در نیمی باشی و من در نیمی دیگر راستی با دستی که روی شونه هات جا گذاشتم چه میکنی....
هر وقت دل تنگ میشم میام پشت در قلبت هی در میزنم پس هر وقت قلبت میزنه بدان دلم برات تنگ شده
میزنم به خیابان و پایم را به پیشانی اش میکوبم... من لج این خیابان را که ازهیچ طرف به تو نمیرسد...درمی آورم...
هنگام بارش باران سرت رارو به آسمان نگیرمن به بوسه های باران روی صورتت هم حسودی میکنم.
بهانه گیر زبان نفهم...دلم را میگویم... آخر تو را از کجا برایش بیاورم.
مغتاد به اینترنت مجرم نیست... تنهاست!
بي بهانه تو را مرور ميكنم تاخاموشيم نشان فراموشيم نباشد...
فلانی نردبان هوسش را برداشت و از اینجا رفت چون میدانست با این چیزها قدش به عشق نمیرسد ، عشق بال میخواهد که او نداشت !
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که “شاید” بیایی … می خواهم امروز را زندگی کنم … خواستی باش … نخواستی نباش
دلتنگی حس عجیبی است که گاهی“تـــو” را به یادم می آورد … گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان …
آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من … جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد، مثلا آغوش تو ؛ جان میدهد برای جان دادن …
تـَـخــتـے ڪہ هـَـر شـَـبــ، تــنــهــا؛ بــا یــاנِ کــســے روش بــخوابـے، تـَـخــتـــ نـیسـ ــتــ… تــابــوتــه…
.چـقــــدر ســـختــــه منـــطقـــــي فــكر كنــــي وقتــــي .. احــســـاســـاتـــت داره خـــفــت ميـــكنـــه!!!!
باران بیاید یا نیاید... تو باشی یا نباشی... خاطرت باشد یا نباشد... من خیس از یاد توام...""
بــــــــــاید کنار این آدم ها "عاقـــــلانه"زندگی کرد نه "عاشــــــقانه"
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}