{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
پرستو ها چرا پرواز کردید جدایی را شما آغاز کردید / جدایی را نمیخواستم خدا کرد / نمی دانم کدام ناکس دعا کرد / جدایی بس درد و رنجیست / فراموشم مکن تا میتوانی /
حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به یاد “مهربونی هایت” امضا نکردم . . .
شاید تنها کسی نبودم که دوستت داشتم ، اما کسی بودم که تنها تو را دوست داشتم !
به یک “نترس” به یک “نوازش ”به یک “آغوش” به یک “دوستت دارم” خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم !
دلتنگی را ببین در نبودت چگونه به من دستور می دهد سروری میکند بر من.
می نویسم خاطرات با اشک و آه در شبی غمگین و تاریک و سیا می نویسم خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد
نمی دانم چه دردیست دوست داشتن … همین که پای کســـی به دنیایت باز می شود پایت از این دنیــــــا بریده می شود …
من خسته شدم بار مرا کوه نبرد طوفان مرا کشتی آن نوح نبرد این مردم ما ز غصه جوک می گویند یعنی که کسی به دل جزاندوه نبرد
آنچه از من تا تو گسترده گشته فاصله نیست،دنیایی است پراز دلتنگی.
گل یــــــا پوچ ؟؟؟؟ دستت را باز نکن ٫ حســم را تباه مکن ! بگــــذار فقط تصور کنم در دســـــتانت ٫ برایم کمی عشق پنهـــــــان است....
دارم از چــشات میوفتم چـــــی دلـــیل ایـــــن سقــــــوطه تا میپرســـــم عـــــــــشــق چی میـــشه رو لبــــات مــــــهــــر ســـــــکــوتــــــه...
من غروب غمنگیز خورشید را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تو را میبینم...
دلتنگ شده ام ؟نمیدانم شایدبرای تو شاید برای دیروزهایی که باتو سرکردم
گاهى وقت ها دلت مى خواهد یکى را صدا کنى بگویى سلام ، مى آیى قدم بزنیم ؟ گاهى .. آدم چه چیزهاى ساده اى را ندارد …!
چند روزیست گم کرده ام خودم را ... دنیا را ترک می گویم، تا خودم را بیابم!
همیشه کسانی تنهایمان میگذارند ک سخت دوسشان داشتیم.....
پرستو ها چرا پرواز کردید جدایی را شما آغاز کردید / جدایی را نمیخواستم خدا کرد / نمی دانم کدام ناکس دعا کرد / جدایی بس درد و رنجیست / فراموشم مکن تا میتوانی /
حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به یاد “مهربونی هایت” امضا نکردم . . .
شاید تنها کسی نبودم که دوستت داشتم ، اما کسی بودم که تنها تو را دوست داشتم !
به یک “نترس” به یک “نوازش ”به یک “آغوش” به یک “دوستت دارم” خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم !
دلتنگی را ببین در نبودت چگونه به من دستور می دهد سروری میکند بر من.
می نویسم خاطرات با اشک و آه در شبی غمگین و تاریک و سیا می نویسم خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد
نمی دانم چه دردیست دوست داشتن … همین که پای کســـی به دنیایت باز می شود پایت از این دنیــــــا بریده می شود …
من خسته شدم بار مرا کوه نبرد طوفان مرا کشتی آن نوح نبرد این مردم ما ز غصه جوک می گویند یعنی که کسی به دل جزاندوه نبرد
آنچه از من تا تو گسترده گشته فاصله نیست،دنیایی است پراز دلتنگی.
گل یــــــا پوچ ؟؟؟؟ دستت را باز نکن ٫ حســم را تباه مکن ! بگــــذار فقط تصور کنم در دســـــتانت ٫ برایم کمی عشق پنهـــــــان است....
دارم از چــشات میوفتم چـــــی دلـــیل ایـــــن سقــــــوطه تا میپرســـــم عـــــــــشــق چی میـــشه رو لبــــات مــــــهــــر ســـــــکــوتــــــه...
من غروب غمنگیز خورشید را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تو را میبینم...
دلتنگ شده ام ؟نمیدانم شایدبرای تو شاید برای دیروزهایی که باتو سرکردم
گاهى وقت ها دلت مى خواهد یکى را صدا کنى بگویى سلام ، مى آیى قدم بزنیم ؟ گاهى .. آدم چه چیزهاى ساده اى را ندارد …!
چند روزیست گم کرده ام خودم را ... دنیا را ترک می گویم، تا خودم را بیابم!
همیشه کسانی تنهایمان میگذارند ک سخت دوسشان داشتیم.....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}