{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
عزیزم میدونی چرا به نفس نفس افتادم؟ میخوام ریه هامو پرکنم ازهوای بودنت
این همه نامه های مرا به آتش نکش خون بهای دل من زیاد است !
سخت است اتفاقی را انتظار بکشی که خودت هم بدانی در راه نیست …
مشترک گرامی تاریخ شارژ علاقه ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتبار دارد همراه آخر
می دونی تیزترین و برّنده ترین چیزی که تو دنیاست چیه؟؟؟ خاطره ای که می خوای فراموش کنی و با هر نفس بیشتر یادت میاد
لعنت به این نفس کشیدن از باوفا بودنش خسته شده ام چرا مثل بقیه ترکم نمیکند؟؟
باور کن عزیز کار من نیست کار خداست دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده
من و دل هم نفسیم با نفس خیال تو نفسم هم نفسم هر نفسم فدای تو
وَ تو روزی برخواهی گشت ! که از من تنهــــا گرد وغباری بر روی شعرهای عاشقانه باقی مانده است
قطاری که تو را برد چه چیزی را با خود بر میگرداند ؟ تعادل دنیا گاهی فقط به مویی بند است لوکوموتیوران تو کاش این را می دانست
چــرا مــی گوینــد … هـا … علامــت جمــع اســت ؟ در حالــی کــه وقتـــی آن را بــا ، تــن … + … هــا جمــع مــی کنــی … خــودت مــی مانــی و خــودت !
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد
گاهی آدم دلش تنگ می شود عزیز دل آدم هم که تنگ شود , نفسش میگیرد هوای گذشته ها را می خواهد حتی شده به یک نفس عمیق
دلم که هوایت را میکند، دیگر نمیتوانم نفس بکشم بالا نمی آید این نفس لعنتی در هوای نبودنت
بی شک آغوش تو از عجایب دنیاست واردش که می شوم زمان بی معنا می شود هیچ بعدی امیرافبی ندارد بی آنکه نفس بکشم روحم تازه می شود
آسمانم انتهایش قلب توست مهربان این آسمان از آن توست آسمانم هدیه ای از سوی من تا بدانی قلب من هم یاد توست
عزیزم میدونی چرا به نفس نفس افتادم؟ میخوام ریه هامو پرکنم ازهوای بودنت
این همه نامه های مرا به آتش نکش خون بهای دل من زیاد است !
سخت است اتفاقی را انتظار بکشی که خودت هم بدانی در راه نیست …
مشترک گرامی تاریخ شارژ علاقه ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتبار دارد همراه آخر
می دونی تیزترین و برّنده ترین چیزی که تو دنیاست چیه؟؟؟ خاطره ای که می خوای فراموش کنی و با هر نفس بیشتر یادت میاد
لعنت به این نفس کشیدن از باوفا بودنش خسته شده ام چرا مثل بقیه ترکم نمیکند؟؟
باور کن عزیز کار من نیست کار خداست دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده
من و دل هم نفسیم با نفس خیال تو نفسم هم نفسم هر نفسم فدای تو
وَ تو روزی برخواهی گشت ! که از من تنهــــا گرد وغباری بر روی شعرهای عاشقانه باقی مانده است
قطاری که تو را برد چه چیزی را با خود بر میگرداند ؟ تعادل دنیا گاهی فقط به مویی بند است لوکوموتیوران تو کاش این را می دانست
چــرا مــی گوینــد … هـا … علامــت جمــع اســت ؟ در حالــی کــه وقتـــی آن را بــا ، تــن … + … هــا جمــع مــی کنــی … خــودت مــی مانــی و خــودت !
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد
گاهی آدم دلش تنگ می شود عزیز دل آدم هم که تنگ شود , نفسش میگیرد هوای گذشته ها را می خواهد حتی شده به یک نفس عمیق
دلم که هوایت را میکند، دیگر نمیتوانم نفس بکشم بالا نمی آید این نفس لعنتی در هوای نبودنت
بی شک آغوش تو از عجایب دنیاست واردش که می شوم زمان بی معنا می شود هیچ بعدی امیرافبی ندارد بی آنکه نفس بکشم روحم تازه می شود
آسمانم انتهایش قلب توست مهربان این آسمان از آن توست آسمانم هدیه ای از سوی من تا بدانی قلب من هم یاد توست
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}