{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در این گلشن بود خاکم ، نه آن مرغ هوسناکم که هر ساعت به گلزاری کشاند آشیانش را
می خوام و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود
یکی از فرق های انسان با خدا این است که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش می کند ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش می کند آرامش …. سهم قلبیست که درتصرف خداست
خدایا چند وقته دارم دلگیر ترین جمعه های زندگیمو میگذرونم کجایی؟ نمیبینی حالمو؟ میدونم خودم اشتباه کردم ولی حق آرامش دارم خدا کمکم کن خواهش میکنم
به تو که میرسم مکث میکنم…! انگار در زیباییت چیزی را جاگذاشته ام…! مثلا در صدایت آرامش.. در چشمهایت زندگی
حوّا که بغض کُند، حتّی خدا هم اگر سیب بیاوَرَد، چیزی بجز اغوش آدم آرامش نمیکند
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم
به سلامتی اونی که آرزو بود.. نفس بود.. آرامش بود.. رویا بود.. ولی خاطره شد.. بغض شد.. درد شد.. کابوس شد
مــــیرم یه جایی که رنگمم نبــــینی مــــیرم خودت گفتی که دیگه از تو آرامش نمیگـــیرم مـــیرم با گریه اما میبینم که تو میخـــندی واست آسونه میدونم به یکی دیگه دل میبـــندی
آرامش چیست ؟ نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سر شار از بوی خدا
دختر یعنی حُرمت، عشق، علاقه، محبت، احساس، آرامش،”زن”,”مــادر”… پسر یعنی تکیه گاه، سایه سر، عشق، پناه، امنیت،”مَرد”,”پــدر”… و رابطه دو نفره یعنی اعتماد ، وفا، درک
من سرد هوا سرد برف سرد زمستان سرد تو با من سرد دنیای من سرد همه چیز سرد ولی فنجان قهوه ام گرم این تضاد برای یک لحظه مرا به آرامش می برد
باید بازیگر شوم ، آرامش را بازی کنم… باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم… باز باید مواظب اشک هایم باشم… باز همان تظاهر همیشگی: ” خوبم ” . . . !!!
آرامش هنر نپرداختن به انبوه مشکلاتی است که حل کردنش سهم خداوند است
دلم خون شد غریبانه عذابم را ندیدی تو قفس شد سهم من اما چه خوب آسان پریدی تو ؟
ای نازنین جواب معمای من تویی تنها چراغ روشن شبهای من تویی وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها احساس آفتابی دنیای من تویی
در این گلشن بود خاکم ، نه آن مرغ هوسناکم که هر ساعت به گلزاری کشاند آشیانش را
می خوام و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود
یکی از فرق های انسان با خدا این است که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش می کند ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش می کند آرامش …. سهم قلبیست که درتصرف خداست
خدایا چند وقته دارم دلگیر ترین جمعه های زندگیمو میگذرونم کجایی؟ نمیبینی حالمو؟ میدونم خودم اشتباه کردم ولی حق آرامش دارم خدا کمکم کن خواهش میکنم
به تو که میرسم مکث میکنم…! انگار در زیباییت چیزی را جاگذاشته ام…! مثلا در صدایت آرامش.. در چشمهایت زندگی
حوّا که بغض کُند، حتّی خدا هم اگر سیب بیاوَرَد، چیزی بجز اغوش آدم آرامش نمیکند
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم
به سلامتی اونی که آرزو بود.. نفس بود.. آرامش بود.. رویا بود.. ولی خاطره شد.. بغض شد.. درد شد.. کابوس شد
مــــیرم یه جایی که رنگمم نبــــینی مــــیرم خودت گفتی که دیگه از تو آرامش نمیگـــیرم مـــیرم با گریه اما میبینم که تو میخـــندی واست آسونه میدونم به یکی دیگه دل میبـــندی
آرامش چیست ؟ نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سر شار از بوی خدا
دختر یعنی حُرمت، عشق، علاقه، محبت، احساس، آرامش،”زن”,”مــادر”… پسر یعنی تکیه گاه، سایه سر، عشق، پناه، امنیت،”مَرد”,”پــدر”… و رابطه دو نفره یعنی اعتماد ، وفا، درک
من سرد هوا سرد برف سرد زمستان سرد تو با من سرد دنیای من سرد همه چیز سرد ولی فنجان قهوه ام گرم این تضاد برای یک لحظه مرا به آرامش می برد
باید بازیگر شوم ، آرامش را بازی کنم… باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم… باز باید مواظب اشک هایم باشم… باز همان تظاهر همیشگی: ” خوبم ” . . . !!!
آرامش هنر نپرداختن به انبوه مشکلاتی است که حل کردنش سهم خداوند است
دلم خون شد غریبانه عذابم را ندیدی تو قفس شد سهم من اما چه خوب آسان پریدی تو ؟
ای نازنین جواب معمای من تویی تنها چراغ روشن شبهای من تویی وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها احساس آفتابی دنیای من تویی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}