{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
قصه نیست تا بتوانی بخوانیش! صدا نیست تا بلند فریادش کنی! آواز نیست تا همه جا او را سر دهی! او روح تابستان است … روح آتش عشق … و نفسهای خدا در وجودش دمیده شده … با تمام احساس در آغوشش گیر
زمستان و تابستان ندارد اگر نباشی چهار ستون بدنم میلرزد
تابستان خود را چگونه می گذرانید ؟؟ به نام خدا + + + در سواحل زیبای لاین جزایر وایبر هتل اینستاگرام و ویلاهای خاص واتس آپ
غم مخور ، معشوق اگر امروز و فردا میکند شیر دوراندیش با آهو مدارا میکند زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست آب را گرمای تابستان گوارا میکند
دنیای عجیبیست رفیقبه یکی دست میدهی که میدانی دیر یا زود او را از دست میدهی.عجیب نیست؟
خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز به اعتبار هر اشکی شانه نباش ادمی به خودی خود نمی افتد اگر بیفتد ازهمان سمتی می افتدک تکیه کرده است
تفنگ توی دست فقط یه وسیله س این قلبای سنگی هستن که آدمارو میکشن
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
در این سرمای عاطفه خود را می پیچانم به خاطراتت! با اینکه نیستی ولی هنوزم یادت یک تابستان گرماست
ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم ولی یادمان باشد که ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ
معرفت در گرانیست به هرکس ندهندش پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
اینکه دیگران نمیدانند دقیقا در من چه میگذرد حالم را بهتر میکند
ﺑﺎﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﯿﺸﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ . ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ تو ﺁﻏﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﻣﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ
انقدر مرا از رفتنت نترسان قرار نیست تا ابد با هم بمانیم روزی همه رفتنی اند ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه
نمی دانست که به قربانگاه میبرندش گوسفندی که شادمان در پی کودکان می دود تا عقب نماند
وفاداری نسبت به یک رابطه، ” معرفت ” می خواد… ولی افسوس! که معنی معرفت شده… پایه بودن برای هر ” غلطی
قصه نیست تا بتوانی بخوانیش! صدا نیست تا بلند فریادش کنی! آواز نیست تا همه جا او را سر دهی! او روح تابستان است … روح آتش عشق … و نفسهای خدا در وجودش دمیده شده … با تمام احساس در آغوشش گیر
زمستان و تابستان ندارد اگر نباشی چهار ستون بدنم میلرزد
تابستان خود را چگونه می گذرانید ؟؟ به نام خدا + + + در سواحل زیبای لاین جزایر وایبر هتل اینستاگرام و ویلاهای خاص واتس آپ
غم مخور ، معشوق اگر امروز و فردا میکند شیر دوراندیش با آهو مدارا میکند زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست آب را گرمای تابستان گوارا میکند
دنیای عجیبیست رفیقبه یکی دست میدهی که میدانی دیر یا زود او را از دست میدهی.عجیب نیست؟
خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز به اعتبار هر اشکی شانه نباش ادمی به خودی خود نمی افتد اگر بیفتد ازهمان سمتی می افتدک تکیه کرده است
تفنگ توی دست فقط یه وسیله س این قلبای سنگی هستن که آدمارو میکشن
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
در این سرمای عاطفه خود را می پیچانم به خاطراتت! با اینکه نیستی ولی هنوزم یادت یک تابستان گرماست
ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم ولی یادمان باشد که ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ
معرفت در گرانیست به هرکس ندهندش پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
اینکه دیگران نمیدانند دقیقا در من چه میگذرد حالم را بهتر میکند
ﺑﺎﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﯿﺸﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ . ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ تو ﺁﻏﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﻣﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ
انقدر مرا از رفتنت نترسان قرار نیست تا ابد با هم بمانیم روزی همه رفتنی اند ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه
نمی دانست که به قربانگاه میبرندش گوسفندی که شادمان در پی کودکان می دود تا عقب نماند
وفاداری نسبت به یک رابطه، ” معرفت ” می خواد… ولی افسوس! که معنی معرفت شده… پایه بودن برای هر ” غلطی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}