{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
کرم،دندانهایم را خورد… ازبس که درقاب زندگی گفتم:سیب
اگر دیگر همه از آب گل آلود ماهی میگیرند، از بدیشان نیست، آبهای تمیز دیگر ماهی ندارند
ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯽ … ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﻭﺝ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ
زیاد خوب نباش زیاد دم دست هم نباش زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی آدم ها این روزها عجیب به خوبی، به شیرینی، آلرژی پیدا کرده اند زیاد که باشی، زیادی می شوی
غضنفر بعدازسى سال کچل بودن میره مومیکاره دوروزبعدش توى قرعه کشى بانک برنده سفرحج واجب میشه
ساکنان دریاپس ازمدتی صدای امواج را نمی شنوند چه تلخ است قصه عادت
بگذر… عشق قیمتی گزاف دارد این مردمی که من می بینم هوس را بسیار گرانتر از عشق می خرند
کاش بانک حسابی به نام”حساب رفاقت” داشت تا در آن حسابی ماندگار برایت کنار میگذاشتم اما افسوس که نه بانک چنین حسابی دارد و نه رفاقت تو حساب و کتاب
سکوت” متن ساده ای است که همیشه “اشتباه” ترجمه میشود
ینی خدایی اینقدی که مامان من زیر فرش پول جاسازی میکنه، انبار بانک مرکزی پول توش نیست
دیروز داشتم با دوستم حرف می زدم سخن از”اعتماد”شد… هیچی دیگه نام بانک ملی ایران درخشید و ازکادر خارج شد
یارو رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن… قاضی بهش میگه :شما محاربین، حکمتون اعدامه!!! یارو میگه :یعنی چی؟؟؟ قاضی میگه :یعنی جنگ با خدا! یارو به رفیقش میگه بی پدر نگفتم تیر هوایی نزن بفرما خورده به خدا
نیمکت درونم خاک گرفته است…هر رهگذری که رد میشود فقط بند کفش هایش را سفت میکند و میرود
طرف اومده بانک ملی، ۴تا چک دستشه که مجموعش از ۱۵۰ملیون بیشتره، اونوقت تا لبه باجه میرسه اول میپرسه یارانه ما را واریز کردن؟
یه نفر میره دزدی، تفنگ رو میذاره پشت گردن مامور بانک ومیگه: تکون بخوری با لگد میزنم تو کمرت
یک شبایی هم برای همه ما هست… که خودمان هم نمیدانیم چمونه… لعنت به این
کرم،دندانهایم را خورد… ازبس که درقاب زندگی گفتم:سیب
اگر دیگر همه از آب گل آلود ماهی میگیرند، از بدیشان نیست، آبهای تمیز دیگر ماهی ندارند
ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯽ … ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﻭﺝ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ
زیاد خوب نباش زیاد دم دست هم نباش زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی آدم ها این روزها عجیب به خوبی، به شیرینی، آلرژی پیدا کرده اند زیاد که باشی، زیادی می شوی
غضنفر بعدازسى سال کچل بودن میره مومیکاره دوروزبعدش توى قرعه کشى بانک برنده سفرحج واجب میشه
ساکنان دریاپس ازمدتی صدای امواج را نمی شنوند چه تلخ است قصه عادت
بگذر… عشق قیمتی گزاف دارد این مردمی که من می بینم هوس را بسیار گرانتر از عشق می خرند
کاش بانک حسابی به نام”حساب رفاقت” داشت تا در آن حسابی ماندگار برایت کنار میگذاشتم اما افسوس که نه بانک چنین حسابی دارد و نه رفاقت تو حساب و کتاب
سکوت” متن ساده ای است که همیشه “اشتباه” ترجمه میشود
ینی خدایی اینقدی که مامان من زیر فرش پول جاسازی میکنه، انبار بانک مرکزی پول توش نیست
دیروز داشتم با دوستم حرف می زدم سخن از”اعتماد”شد… هیچی دیگه نام بانک ملی ایران درخشید و ازکادر خارج شد
یارو رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن… قاضی بهش میگه :شما محاربین، حکمتون اعدامه!!! یارو میگه :یعنی چی؟؟؟ قاضی میگه :یعنی جنگ با خدا! یارو به رفیقش میگه بی پدر نگفتم تیر هوایی نزن بفرما خورده به خدا
نیمکت درونم خاک گرفته است…هر رهگذری که رد میشود فقط بند کفش هایش را سفت میکند و میرود
طرف اومده بانک ملی، ۴تا چک دستشه که مجموعش از ۱۵۰ملیون بیشتره، اونوقت تا لبه باجه میرسه اول میپرسه یارانه ما را واریز کردن؟
یه نفر میره دزدی، تفنگ رو میذاره پشت گردن مامور بانک ومیگه: تکون بخوری با لگد میزنم تو کمرت
یک شبایی هم برای همه ما هست… که خودمان هم نمیدانیم چمونه… لعنت به این
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}