{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
باران ک میبارد دلم برایت تنگ میشود راه می افتم بدون چتر من بغض می کنم اسمان گریه...
عاشق نشو ای دل با تنهایی سر کن حالم رو میبینی حرفامو باور کن عاشق نشو ای دل عاشق شدن درده میسوزی میمیری این دنیا نامرده
فاصله دورت نميكند عزيزم....! در خوبترين جاي جهان جاي داري نفسم. جايي كه دست هيچكس به تو نمي رسد: "قلبم"
دیوارهاهمیشه متهم ب فاصله اند امادستان دیوارسازچه زود تبرعه میشوند هرلایک=شکستن دستان دیوارساز
اینروزها اگر چه از یاد بردن رسم است! اما من تو را خوب حفظم...!
یه روز مادرم منو نفرین کرد و گفت: الهی درد بی درمون بگیری، نفرینش گرفتو و عاشق شدم
خوشبختی هایم را باعجله درسرنوشتم نوشتند،بدخط شد،روزگار نتوانست بخواند!
بادبادک ها هر چقدر هم که اوج بگیرند هنوز با نخ اسیر زمین اند! من اما با تو... با آغوش گرمت... با تمام بوسه هایت... روی همین زمین به اوج میرسم!
چک نویس احساساتش بودم... دوستت دارم هاشو روی من تمرین کرد و رفت!!!
یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری اروم نیستی! دلت براش تنگ شده...حوصله هیچکسو نداری! بیاد لحظه ای بیفت که: اون همه بی قراری های تورو دید اما... چشماشو بست و رفت...
تـــو همانــي كه دلــم لك زده لبخنـــدش را آن كه هرگـــز نتوان يـافت همانـــندش را...
من رسم دوستیم مثل نان نیست! که گرمش در سفره دل باشد و سردش سهم نمکی...! چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت باشد... همیشه هستی... همین حوالی... در قلبم...
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم سینه میگوید تنگ آمدم فریاد کن
می پرسی : چقدر دوستم داری؟ می خندم: جهان را متر کرده ای؟
بیا دستم را بگیر تپشهای قلبم بی تو _________________
" بـــا هـــمـ کــهـ قــدمـ مــیـ زنـیـمـ حـسـودیـ اَشـ مـیـ شــود آفــتـــابــ نـهـ کــهـ هـیـچـ گــاهــ قـــــدمــ نــــزدهــ اسـتــ بــا مــاهــ ... ! "
باران ک میبارد دلم برایت تنگ میشود راه می افتم بدون چتر من بغض می کنم اسمان گریه...
عاشق نشو ای دل با تنهایی سر کن حالم رو میبینی حرفامو باور کن عاشق نشو ای دل عاشق شدن درده میسوزی میمیری این دنیا نامرده
فاصله دورت نميكند عزيزم....! در خوبترين جاي جهان جاي داري نفسم. جايي كه دست هيچكس به تو نمي رسد: "قلبم"
دیوارهاهمیشه متهم ب فاصله اند امادستان دیوارسازچه زود تبرعه میشوند هرلایک=شکستن دستان دیوارساز
اینروزها اگر چه از یاد بردن رسم است! اما من تو را خوب حفظم...!
یه روز مادرم منو نفرین کرد و گفت: الهی درد بی درمون بگیری، نفرینش گرفتو و عاشق شدم
خوشبختی هایم را باعجله درسرنوشتم نوشتند،بدخط شد،روزگار نتوانست بخواند!
بادبادک ها هر چقدر هم که اوج بگیرند هنوز با نخ اسیر زمین اند! من اما با تو... با آغوش گرمت... با تمام بوسه هایت... روی همین زمین به اوج میرسم!
چک نویس احساساتش بودم... دوستت دارم هاشو روی من تمرین کرد و رفت!!!
یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری اروم نیستی! دلت براش تنگ شده...حوصله هیچکسو نداری! بیاد لحظه ای بیفت که: اون همه بی قراری های تورو دید اما... چشماشو بست و رفت...
تـــو همانــي كه دلــم لك زده لبخنـــدش را آن كه هرگـــز نتوان يـافت همانـــندش را...
من رسم دوستیم مثل نان نیست! که گرمش در سفره دل باشد و سردش سهم نمکی...! چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت باشد... همیشه هستی... همین حوالی... در قلبم...
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم سینه میگوید تنگ آمدم فریاد کن
می پرسی : چقدر دوستم داری؟ می خندم: جهان را متر کرده ای؟
بیا دستم را بگیر تپشهای قلبم بی تو _________________
" بـــا هـــمـ کــهـ قــدمـ مــیـ زنـیـمـ حـسـودیـ اَشـ مـیـ شــود آفــتـــابــ نـهـ کــهـ هـیـچـ گــاهــ قـــــدمــ نــــزدهــ اسـتــ بــا مــاهــ ... ! "
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}