{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه دلم با اوست آگاه شوم... این بار که دلتنگی را بهانه کردم فردا را چه کنم؟
درد یعنی.. عکسشو تو گوشیت داشته باشی و هر وقت نگاهش میکنی یهو تنت بلرزه ولی ندونی چی شد که یــهو رفتــ
یادته... وقتی میگفتم سردمه... تو هم محکم بغلم میکردی تا گرمم شه، الانم سردمه ولی...با آتیشی که از دوریت گرفتم، گرمم میشه.
کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه ! اما بعضیا خیلی پاکن؛ این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن, اعصابم رو خورد میکنه…!
تمام ِ این چند سال و اَندی عمرم به کنار... من فقط، به اندازه ی همان صَدُم های ِ ثانیه ای که، در هوای ِ عطرِ ِ اغوش ت♥ نفس کشیدم، زندگی کردم!!
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را میبینند.. ولی دنبال همان آجر لق میان دیوارت هستند که، تورا فرو بریزند، تاتورا انکار کنند، و از رویت رد شوند
تو بمان... حتی اگر ساکت و مشغول کارهای خودت باشی! همین که شاهد حضورت باشم کافیست!...
پرسه زدن در خیالت! زیباترین نیاز من است...! هوایم باش.. تا نفسم نگیرد...!
بچگی یعنی... وقتی از چیزی می ترسیدیم، امن ترین جا برای قایم شدن زیر پتومون بود... خدایا من بچگیمو میخوام...
یادته میگفتی زندگیتو رویایی میسازم؟ به زندگی ساده هم راضی بودم ،ولی حالا با رفتنت زهرمارم کردی...
تنهام گذاشتی... ولی... منه دیوونه هنوزم دوستت دارم...
روزهاست مدام مي انديشم.................... اگر كاري كه عشق با من كرد..... با تو مي كرد........ چند روز دوام مي آوردي...؟؟!!!!!!
انروز که هم دیگر را یافتیم یافتنمان هنر نبود هنر این است که هم دیگر را گم نکنیم :)
داشتنت ... مثل نم نم بارون جاده شمال، مثل خواب بعد از ظهر، مثل آهنگ های قدیمی، مثل دیالوگ های فیلم شب یلدا آی میچسبه ...
در کنارم نیستی اما هوایت مدام همین حوالی پرسه میزند....
آغوش من سرزمین توبود...؛ کاش قدری عرق میهن پرستی داشتی؛ "وطن فروش"
گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه دلم با اوست آگاه شوم... این بار که دلتنگی را بهانه کردم فردا را چه کنم؟
درد یعنی.. عکسشو تو گوشیت داشته باشی و هر وقت نگاهش میکنی یهو تنت بلرزه ولی ندونی چی شد که یــهو رفتــ
یادته... وقتی میگفتم سردمه... تو هم محکم بغلم میکردی تا گرمم شه، الانم سردمه ولی...با آتیشی که از دوریت گرفتم، گرمم میشه.
کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه ! اما بعضیا خیلی پاکن؛ این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن, اعصابم رو خورد میکنه…!
تمام ِ این چند سال و اَندی عمرم به کنار... من فقط، به اندازه ی همان صَدُم های ِ ثانیه ای که، در هوای ِ عطرِ ِ اغوش ت♥ نفس کشیدم، زندگی کردم!!
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را میبینند.. ولی دنبال همان آجر لق میان دیوارت هستند که، تورا فرو بریزند، تاتورا انکار کنند، و از رویت رد شوند
تو بمان... حتی اگر ساکت و مشغول کارهای خودت باشی! همین که شاهد حضورت باشم کافیست!...
پرسه زدن در خیالت! زیباترین نیاز من است...! هوایم باش.. تا نفسم نگیرد...!
بچگی یعنی... وقتی از چیزی می ترسیدیم، امن ترین جا برای قایم شدن زیر پتومون بود... خدایا من بچگیمو میخوام...
یادته میگفتی زندگیتو رویایی میسازم؟ به زندگی ساده هم راضی بودم ،ولی حالا با رفتنت زهرمارم کردی...
تنهام گذاشتی... ولی... منه دیوونه هنوزم دوستت دارم...
روزهاست مدام مي انديشم.................... اگر كاري كه عشق با من كرد..... با تو مي كرد........ چند روز دوام مي آوردي...؟؟!!!!!!
انروز که هم دیگر را یافتیم یافتنمان هنر نبود هنر این است که هم دیگر را گم نکنیم :)
داشتنت ... مثل نم نم بارون جاده شمال، مثل خواب بعد از ظهر، مثل آهنگ های قدیمی، مثل دیالوگ های فیلم شب یلدا آی میچسبه ...
در کنارم نیستی اما هوایت مدام همین حوالی پرسه میزند....
آغوش من سرزمین توبود...؛ کاش قدری عرق میهن پرستی داشتی؛ "وطن فروش"
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}