{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تحقیقات تو ایران نشون داده که جمعیت پسر های توی ایران بیشتر از دختر هاست . . . یعنی به ازای هر یک دختر 3 پسر . . . توصیه میکنم پسرا از الان به دنبال دختر رویاهاشون باشن وگرنه میترشن . . . D:
اعتراف میکنم پدر و مادرم به رشد جمعیت خیلی توجه داشتن طوری که تو خونمون از دهه 40 تا 70 داریم :ا توجهشون تو حلقم
هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟” بهش دروغ بگین ! چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّـگ ! دیروز سرویسمون کرد ..
منم فکر میکردم نمیشه دو نفر رو دوس داشت ولی الان جفتشونو دوس دارم, خب چی کار کنم:(((((((((((((((((((((
عاشقِ اون لحظه م که استاد هی درس میده هی درس میده ، هی درس میده بعد یه سوال میپرسه ، همه مثه بُز زل میزنن بهش :)))))
اعتراف میکنم یه بار دو رقم اخر شماره ی داداشمو اشتباه به دوستش دادم طرف دختر در اومد ...2 اسفند عروسیشونه :)))))))
اصلا همون موقع که معلم اول ابتداییمون اومد گفت : دستگاه فتوکپی خرابه برگه از دفترتون بکنید ... باید قید این سیستم آموزشی رو میزدم و میرفتم خارج :|
این دهه هشتاد و نودیا چی میفهمن شکستن گردو با گوشی بابابزرگ( عع اون گوشی گوش کوبا) ینی چی مزه اینا رو ما دهه هفتادیا با همکاری دهه شصتیا چشیدیم
اعتراف میکنم اون من بودم که با دوستام موشک درست میکردم و آتیش میزدم و پرت میکردم !!! حالا به کسی نگید ولی فرش یه بنده خدایی رو سوزوندم اینجوری !!!
انقدبدم میادازین دخدرایی که گیتاروپشتشون میندازن وسط پیاده روراه میرن. بابافهمیدیم گیتاردارین.
قديما ميگفتن(بشنو ولي باور نكن) ولي حالا هر چي شنيدي شك نكن باور كن
اعتراف میکنم تنها فلسفه ی من واسه غذا خوردن اینه که لوله گوارش ما یازده متره :| ظرفیتش تموم نمیشه که :)
اعتراف می کنم دوره راهنمایی با دوستم بهونه این که المپیاد حرفه و فن هستیم باید بریم تمرین کنیم کلاسایی که خوشم نمیومد و میپیچوندیم تا اخر سال :)))) یادش بخیییییر
عاغا اعتراف می کنم که... تا ده سالگی فکر می کردم ماری جووانا اسم یه بازیگره :ا لایک = مگه نیست ؟!
آقا الان من احساس میکنم رابینهودم:)) آخه با اینترنت شرکتمون میام 4جوک برا ملت پست میذارم که شاد بشندD: آقا اون دنیا اگه خواستند بندازنم تو جهنم بیاین پامو بکشید نذارید این کارو بکنند گناه دارم)":
اعتراف میکنم در دوران ابتدایی آدم تو اوج استعداد بازیگریه خودشه! لامصب جوری خودمونو میزدیم به مریضی واسه نرفتن به مدرسه، مامانامون که هیچ خودمونم فک میکردیم واقعا مریضیم...یه همچین گودزیلاهایی بودیم!
تحقیقات تو ایران نشون داده که جمعیت پسر های توی ایران بیشتر از دختر هاست . . . یعنی به ازای هر یک دختر 3 پسر . . . توصیه میکنم پسرا از الان به دنبال دختر رویاهاشون باشن وگرنه میترشن . . . D:
اعتراف میکنم پدر و مادرم به رشد جمعیت خیلی توجه داشتن طوری که تو خونمون از دهه 40 تا 70 داریم :ا توجهشون تو حلقم
هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟” بهش دروغ بگین ! چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّـگ ! دیروز سرویسمون کرد ..
منم فکر میکردم نمیشه دو نفر رو دوس داشت ولی الان جفتشونو دوس دارم, خب چی کار کنم:(((((((((((((((((((((
عاشقِ اون لحظه م که استاد هی درس میده هی درس میده ، هی درس میده بعد یه سوال میپرسه ، همه مثه بُز زل میزنن بهش :)))))
اعتراف میکنم یه بار دو رقم اخر شماره ی داداشمو اشتباه به دوستش دادم طرف دختر در اومد ...2 اسفند عروسیشونه :)))))))
اصلا همون موقع که معلم اول ابتداییمون اومد گفت : دستگاه فتوکپی خرابه برگه از دفترتون بکنید ... باید قید این سیستم آموزشی رو میزدم و میرفتم خارج :|
این دهه هشتاد و نودیا چی میفهمن شکستن گردو با گوشی بابابزرگ( عع اون گوشی گوش کوبا) ینی چی مزه اینا رو ما دهه هفتادیا با همکاری دهه شصتیا چشیدیم
اعتراف میکنم اون من بودم که با دوستام موشک درست میکردم و آتیش میزدم و پرت میکردم !!! حالا به کسی نگید ولی فرش یه بنده خدایی رو سوزوندم اینجوری !!!
انقدبدم میادازین دخدرایی که گیتاروپشتشون میندازن وسط پیاده روراه میرن. بابافهمیدیم گیتاردارین.
قديما ميگفتن(بشنو ولي باور نكن) ولي حالا هر چي شنيدي شك نكن باور كن
اعتراف میکنم تنها فلسفه ی من واسه غذا خوردن اینه که لوله گوارش ما یازده متره :| ظرفیتش تموم نمیشه که :)
اعتراف می کنم دوره راهنمایی با دوستم بهونه این که المپیاد حرفه و فن هستیم باید بریم تمرین کنیم کلاسایی که خوشم نمیومد و میپیچوندیم تا اخر سال :)))) یادش بخیییییر
عاغا اعتراف می کنم که... تا ده سالگی فکر می کردم ماری جووانا اسم یه بازیگره :ا لایک = مگه نیست ؟!
آقا الان من احساس میکنم رابینهودم:)) آخه با اینترنت شرکتمون میام 4جوک برا ملت پست میذارم که شاد بشندD: آقا اون دنیا اگه خواستند بندازنم تو جهنم بیاین پامو بکشید نذارید این کارو بکنند گناه دارم)":
اعتراف میکنم در دوران ابتدایی آدم تو اوج استعداد بازیگریه خودشه! لامصب جوری خودمونو میزدیم به مریضی واسه نرفتن به مدرسه، مامانامون که هیچ خودمونم فک میکردیم واقعا مریضیم...یه همچین گودزیلاهایی بودیم!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}