{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
رفتـــــــم کیف بخــرم برا دانشـــگاه گفتم آغـــا اینا چند ؟ گفــــت 95000 تومن ! هیچی دیگه الان 1 ماهه کتابامو میزارم تو مشما فریز میرم دانشــــــگا :)
امان از وقتي كه تو ماشين مادر محترمه كنارم باشه.. ديگه اسمش مامان نيست.. كبرا 11 صداش ميكنم :)
با پسر خالم نشستیم پا 4jokپسر خالم گفت برو تو جوک های ارسالی ببینم چی فرستادی گفتم نه دیگه اینا جوکاییه بین من و تاییدکننده ی جوکا هرچی لازم بودا دیدی......... پاشد رفت.... ههههههههه
اعتراف میکنم از سیزده سالگی تا شونزده سالگی فک میکردم سیزده سالمه...حالا این هیچی وقتی فهمیدم هیژده سالمه که نوزده سالم بود!!! (دانشجو خلبانی هستم با نوزده سال سن~_~)
یکی از خوبی هایی ک شبکه ی چهار داره اینه ک خودش میگه شبکه چهار،شبکه ی فرهیختگان! آدم دیگه تکلیفش مشخصه میدونه نگاش نمیکنه!:)دی
اعتراف می کنم که 5 سال بود ندیده بودم کسی بره جلو آیینه و پشت موهاش رو با شونه مرتب کنه!!! آخه این هم اتاقیه ما داریم؟؟؟
به سلامتی مادر که وقتی بی اعصاب بازی در میاری میگه اشکال نداره و سکوت میکنه!! به سلامتی پدر که وقتی بی اعصاب بازی در میاری با لگد میاد تو شکمت ! که بفهمی از تو بی اعصابتر هم هست ..!!! :)))
اعتراف میکنم فقط تو یه جایی مثل ایرانه که وقتی میخوای از خیابون یه طرفه رد شی . . . باید دو طرفو نگاه کنی ! :|
دیروز بعداز ظهر رفتم سری تیغ ژیلت فیوژن بخرم، فروشنده گفت بسته چهار تاییش 50 هزار تومن !! هیچی دیگه رفتم رساله رو ورق زدم دیدم نوشته: المَحاسِنُ زینَتُ الرَجُل :|
من اعتراف میکنم که همین چند وقت پیش رفته بودم خونه یکی از دوستام داشتم با باباش سلام و احوال پرسی میکردم و تند تند زبون میریختم یهو از دهنم در رفت گفتم مزاحم شرمنده شدیم...(شرمنده مزاحم شدیم)!!
بارون باشه تو هم باشی . . . .من می رم خونه از این قرتی بازیا خوشم نمیاد...
ﯾﮑـــﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﺍﯾﻨــــﻪ ﮐــﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻼً ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ، ﺑﻌﺪ ﺧﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻭ ﻫﻤﺪﻝ ﺑﺎﺷﻦ ﻫﯽ ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﮐﻨﻢ ﻋَﯿﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ !!! من :))))) (پرررو هم خودتی ، متوهمم خودتی )
اعتراف می کنم خواستم سریال ضبط کنم کلید ضبطو زدم به داداشم گفتم هیس ساکت باش ضبط کنه بعد دیدم غش غش خندید تازه سوتیموووووو گرفتم خخخخ
اعتراف میکنم شبا از ترس جن و روح و این چرت و پرتا میشینم آهنگ گوش میدم تا صب بعد صب تا شب میخوابم...اصن یه جغدی شدم واسه خودماااا الان ساعت 2:11 دیقه شب آی لاو یو پی ام سیییییی
وقتی گودزیلا بودم لیسانس پدرمو پاره کردم ریختم تو سطل اشغال اشغالی گرفت برد لامصبو ^-^ پدرم بیچاره تو سن 25 سالی از دستم کچل مادر زاد شد خخخخخخ
اعتراف ميكنم تو خونمون 7تا گوشي موبايل داريم ، ولي اگه همشونو بفروشيم ، با پولشون گوشي درست و حسابي نميشه خريد.........
رفتـــــــم کیف بخــرم برا دانشـــگاه گفتم آغـــا اینا چند ؟ گفــــت 95000 تومن ! هیچی دیگه الان 1 ماهه کتابامو میزارم تو مشما فریز میرم دانشــــــگا :)
امان از وقتي كه تو ماشين مادر محترمه كنارم باشه.. ديگه اسمش مامان نيست.. كبرا 11 صداش ميكنم :)
با پسر خالم نشستیم پا 4jokپسر خالم گفت برو تو جوک های ارسالی ببینم چی فرستادی گفتم نه دیگه اینا جوکاییه بین من و تاییدکننده ی جوکا هرچی لازم بودا دیدی......... پاشد رفت.... ههههههههه
اعتراف میکنم از سیزده سالگی تا شونزده سالگی فک میکردم سیزده سالمه...حالا این هیچی وقتی فهمیدم هیژده سالمه که نوزده سالم بود!!! (دانشجو خلبانی هستم با نوزده سال سن~_~)
یکی از خوبی هایی ک شبکه ی چهار داره اینه ک خودش میگه شبکه چهار،شبکه ی فرهیختگان! آدم دیگه تکلیفش مشخصه میدونه نگاش نمیکنه!:)دی
اعتراف می کنم که 5 سال بود ندیده بودم کسی بره جلو آیینه و پشت موهاش رو با شونه مرتب کنه!!! آخه این هم اتاقیه ما داریم؟؟؟
به سلامتی مادر که وقتی بی اعصاب بازی در میاری میگه اشکال نداره و سکوت میکنه!! به سلامتی پدر که وقتی بی اعصاب بازی در میاری با لگد میاد تو شکمت ! که بفهمی از تو بی اعصابتر هم هست ..!!! :)))
اعتراف میکنم فقط تو یه جایی مثل ایرانه که وقتی میخوای از خیابون یه طرفه رد شی . . . باید دو طرفو نگاه کنی ! :|
دیروز بعداز ظهر رفتم سری تیغ ژیلت فیوژن بخرم، فروشنده گفت بسته چهار تاییش 50 هزار تومن !! هیچی دیگه رفتم رساله رو ورق زدم دیدم نوشته: المَحاسِنُ زینَتُ الرَجُل :|
من اعتراف میکنم که همین چند وقت پیش رفته بودم خونه یکی از دوستام داشتم با باباش سلام و احوال پرسی میکردم و تند تند زبون میریختم یهو از دهنم در رفت گفتم مزاحم شرمنده شدیم...(شرمنده مزاحم شدیم)!!
بارون باشه تو هم باشی . . . .من می رم خونه از این قرتی بازیا خوشم نمیاد...
ﯾﮑـــﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﺍﯾﻨــــﻪ ﮐــﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻼً ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ، ﺑﻌﺪ ﺧﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻭ ﻫﻤﺪﻝ ﺑﺎﺷﻦ ﻫﯽ ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﮐﻨﻢ ﻋَﯿﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ !!! من :))))) (پرررو هم خودتی ، متوهمم خودتی )
اعتراف می کنم خواستم سریال ضبط کنم کلید ضبطو زدم به داداشم گفتم هیس ساکت باش ضبط کنه بعد دیدم غش غش خندید تازه سوتیموووووو گرفتم خخخخ
اعتراف میکنم شبا از ترس جن و روح و این چرت و پرتا میشینم آهنگ گوش میدم تا صب بعد صب تا شب میخوابم...اصن یه جغدی شدم واسه خودماااا الان ساعت 2:11 دیقه شب آی لاو یو پی ام سیییییی
وقتی گودزیلا بودم لیسانس پدرمو پاره کردم ریختم تو سطل اشغال اشغالی گرفت برد لامصبو ^-^ پدرم بیچاره تو سن 25 سالی از دستم کچل مادر زاد شد خخخخخخ
اعتراف ميكنم تو خونمون 7تا گوشي موبايل داريم ، ولي اگه همشونو بفروشيم ، با پولشون گوشي درست و حسابي نميشه خريد.........
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}