{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
چـه قــدر زبـان نـفهم اَند مـو هـایــَـم ... دسـت هـای تـو را از کــُـجا بــیاورم !!
مرا نه سر نه ســــامان آفریدن پریشانم پریشــان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند بابا طاهر
چه خوب بود اگر اینجا بودی ... تا گم شود تمام دلتنگی ام ... در آغوش پر مهرت...
به صحرا بنگرم صــحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم بهر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم بابا طاهر
دل تنگ ک میشوی تنگ میشود راه تنفست...
اعتراف ميكنم عاشقت نبودم هنوزهم شايدنباشم امااعتراف ميكنم مرگ رابارها درنبودنت زيسته ام...مرگ همان تويي هستي وقتي كه نيستي.
عزیزا کاسهی چشمم ســرایت میان هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی تو نشــنید خـــار مژگــانـم بپایت بابا طاهر
خدایی که مکانش لامکان بی صفابخــش جمــال گلــرخـان بی پدید آرندهی روز و شب و خلق که بر هر بنده او روزی رسان بی بابا طاهر
اولین پستمه اشک هایم تنهاییم درد هایم همه بماند برای بعد تنها به من بگو با او چگونه میگذرد که با من نمی گذشت
بی خبری... بی خبری... بی خبری... . . . گاهی بی خبری ، بدترین خبر دنیاست...
دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست ..
هنوزهم مثل انشاهای دوران دبستان بانتیجه گیری مشکل دارم!!! چرا رفتی........؟؟؟
در پی بی مهریها روزه ی سکوت گرفته ام ,حال تو بگو انقدر بغض که در گلویم فرو میکنی روزه ام را باطل نمیکند؟!……
یه جوری یادتوبودم که بازم اشتباه کردم یه کی روبی هوابازم بااسم توصداکردم چی آوردی به روزمن؟ چیکارکردی بااحساسم؟ که من حس میکنم گاهی توروصدساله میشناسم...
آسمان هم که باشی بغلت خواهم کرد ! فکر گستردگی واژه نباش . . . همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند . . . پر از عاشقانه هستی ؛ دگر از خدا چه خواهم ؟
دلا راهت پر از خار و خسک بی گــذرگــاه تـو بـــر اوج فـلـــــک بــی شـــب تــار و بیـــابان دور منــزل خوشا آنکس که بارش کمترک بی بابا طاهر
چـه قــدر زبـان نـفهم اَند مـو هـایــَـم ... دسـت هـای تـو را از کــُـجا بــیاورم !!
مرا نه سر نه ســــامان آفریدن پریشانم پریشــان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند بابا طاهر
چه خوب بود اگر اینجا بودی ... تا گم شود تمام دلتنگی ام ... در آغوش پر مهرت...
به صحرا بنگرم صــحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم بهر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم بابا طاهر
دل تنگ ک میشوی تنگ میشود راه تنفست...
اعتراف ميكنم عاشقت نبودم هنوزهم شايدنباشم امااعتراف ميكنم مرگ رابارها درنبودنت زيسته ام...مرگ همان تويي هستي وقتي كه نيستي.
عزیزا کاسهی چشمم ســرایت میان هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی تو نشــنید خـــار مژگــانـم بپایت بابا طاهر
خدایی که مکانش لامکان بی صفابخــش جمــال گلــرخـان بی پدید آرندهی روز و شب و خلق که بر هر بنده او روزی رسان بی بابا طاهر
اولین پستمه اشک هایم تنهاییم درد هایم همه بماند برای بعد تنها به من بگو با او چگونه میگذرد که با من نمی گذشت
بی خبری... بی خبری... بی خبری... . . . گاهی بی خبری ، بدترین خبر دنیاست...
دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست ..
هنوزهم مثل انشاهای دوران دبستان بانتیجه گیری مشکل دارم!!! چرا رفتی........؟؟؟
در پی بی مهریها روزه ی سکوت گرفته ام ,حال تو بگو انقدر بغض که در گلویم فرو میکنی روزه ام را باطل نمیکند؟!……
یه جوری یادتوبودم که بازم اشتباه کردم یه کی روبی هوابازم بااسم توصداکردم چی آوردی به روزمن؟ چیکارکردی بااحساسم؟ که من حس میکنم گاهی توروصدساله میشناسم...
آسمان هم که باشی بغلت خواهم کرد ! فکر گستردگی واژه نباش . . . همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند . . . پر از عاشقانه هستی ؛ دگر از خدا چه خواهم ؟
دلا راهت پر از خار و خسک بی گــذرگــاه تـو بـــر اوج فـلـــــک بــی شـــب تــار و بیـــابان دور منــزل خوشا آنکس که بارش کمترک بی بابا طاهر
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}