{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در پی آن نگاه های بلند ، حسرتی ماند و آه های بلند!
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو یک روز نگشت خاطرم شاد از تو دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من یک جان و هزار گونه فریاد از تو
لبهایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است..!! سیگار را می شناسد و بس.... همین نزدیکی بود.!! کجاست فندک شکسته من؟؟؟
تنها غمگین نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکی به رخم دوید ناگاه روی تو شکفت در سرشکم دیدم که هنوز عاشقم آه
کاش میدانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته.... آن وقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که.... بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم
زیر خودم خط کشیدم که مهم شم... فکر کردن غلط املایی ام ... پاکم کردن
دست و بالم از حرف خالیست.. هرچه هست تویی.. و تو حرف نداری.
من حتي ازتنهايي تنهاترم همه آدمهاي تنها به تنهايي فكرميكنن ولي هيچكس به من تنهافكرنميكند.
شبا كه خوابم نميبره باخودم ميگم اي كاش بودي تا ولنتاين بهت تبريك ميگفتم ولي ديگه نيستي رفتي.
چو میدانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
تــَرکــَت کَـــرده ؟؟؟ شَــب هآ بـ ـه يآدَش گــــريه مـ ـي کـــُني ؟؟؟ نــ ـآرآحَــــت َنبـ ـآش ... يــه روز تــو تَنهـــا آرزوي زنـــــدگــيش مـي شي ايـن بَدتـــــَرين انتــقامــــه !!!
نه دستانش را آردی میکرد نه صدایش را نازک از کجا باید به گرگ بودنش شک می کردم؟
ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی شکرانهی زور آوری روز جوانی آنست که قدر پدر پیر بدانی
رفتن تو پایان من نیست اوج بی لیاقتی توست آنها که عوض شدنشان بعید نیست عوضی شدنشان قطعیست.
فرقى نمیکند که تقویم زمستان است یا بهار...بی توهیچ زمانی قشنگ نیست...
چه " شوري" ميزند دلم وقتي در نگاه ديگران "شيرين" ميشوي...
در پی آن نگاه های بلند ، حسرتی ماند و آه های بلند!
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو یک روز نگشت خاطرم شاد از تو دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من یک جان و هزار گونه فریاد از تو
لبهایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است..!! سیگار را می شناسد و بس.... همین نزدیکی بود.!! کجاست فندک شکسته من؟؟؟
تنها غمگین نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکی به رخم دوید ناگاه روی تو شکفت در سرشکم دیدم که هنوز عاشقم آه
کاش میدانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته.... آن وقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که.... بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم
زیر خودم خط کشیدم که مهم شم... فکر کردن غلط املایی ام ... پاکم کردن
دست و بالم از حرف خالیست.. هرچه هست تویی.. و تو حرف نداری.
من حتي ازتنهايي تنهاترم همه آدمهاي تنها به تنهايي فكرميكنن ولي هيچكس به من تنهافكرنميكند.
شبا كه خوابم نميبره باخودم ميگم اي كاش بودي تا ولنتاين بهت تبريك ميگفتم ولي ديگه نيستي رفتي.
چو میدانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
تــَرکــَت کَـــرده ؟؟؟ شَــب هآ بـ ـه يآدَش گــــريه مـ ـي کـــُني ؟؟؟ نــ ـآرآحَــــت َنبـ ـآش ... يــه روز تــو تَنهـــا آرزوي زنـــــدگــيش مـي شي ايـن بَدتـــــَرين انتــقامــــه !!!
نه دستانش را آردی میکرد نه صدایش را نازک از کجا باید به گرگ بودنش شک می کردم؟
ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی شکرانهی زور آوری روز جوانی آنست که قدر پدر پیر بدانی
رفتن تو پایان من نیست اوج بی لیاقتی توست آنها که عوض شدنشان بعید نیست عوضی شدنشان قطعیست.
فرقى نمیکند که تقویم زمستان است یا بهار...بی توهیچ زمانی قشنگ نیست...
چه " شوري" ميزند دلم وقتي در نگاه ديگران "شيرين" ميشوي...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}