{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
سزاوار نیست كه من، احترام یك فرد را بر احترام راستی، مقدم شمارم، بلكه لازم است باور خود را بیان كنم
چه بسا چشم ناتوان كه دیدهی تیزبین را شكست میدهد.
آنجا كه جویندگان زمامداری، گدایان و گرسنگان باشند كه میخواهند از این راه كسب مال كنند، هرگز حكومت درستكار برپا نخواهد شد.
این حقیقتی مسلم است كه بنیان هیچ حكومتی دگرگون نمیشود، مگر آنگاه كه میان اعضای طبقهی حاكمه جدایی افتد.
اگر در شهری، دارایی و توانگری ارجمند شمرده شود، البته به همان نسبت از بزرگداشت نیكی و نیكوكاران كاسته میشود.
اگر در جایی از شهر، تهیدست یافت شود، در همان نزدیكی، دزد و جیببُر و دشمن مقدسات و هر گونه بدكار دیگر هم پنهان خواهند بود.
هر گونه زیادهروی، واكنشی در پی دارد، چه در فصول، چه در گیاهها، چه در بدن و بیش از هر چیز در حكومت
زیادهروی در آزادی، به ناچار منجر به زیادهروی در بندگی خواهد شد؛ چه در فرد، چه در حكومت
امور مهمه هرگز به دور از خطر نیست و چنان كه میگویند، دشواری، شرط هر چیز زیباست.
جای شگفتی نیست كه بیشتر مردم، سخنان ما را نپذیرند؛ زیرا اندیشهای كه ما دربارهی آن گفتگو میكنیم، آنها هرگز اجرای آن را در كردار مشاهده ننمودهاند
به راستی اگر انسان، اندیشهی خود را متوجه به وجود راستین نماید، دیگر زمان آن نخواهد داشت كه رفتار افراد را در نظر آورد و با مردم ستیزه كند و دربارهی آنها دشمنی و كینه در درون خود بپروراند.
ادراك ناپخته، ابزار سنجش هیچ چیز نمیتواند بود
جستار والاترین دانش، همانا رسیدن به اصل خیر است
اگر دارای همه چیز شویم، ولی دستمان از خیر تهی باشد، مانند آن است كه هیچ نداشته باشیم
خیر در نظر همهی مردم، همان درك خوشیها و در نظر خواص [=ویژگان]، همان شناخت است.
اگر شخص همهی دانشها را درك كند، ولی از شناخت اصل خیر و شناخت زیبایی و نیكی بازماند، این سودی تواند داشت؟
سزاوار نیست كه من، احترام یك فرد را بر احترام راستی، مقدم شمارم، بلكه لازم است باور خود را بیان كنم
چه بسا چشم ناتوان كه دیدهی تیزبین را شكست میدهد.
آنجا كه جویندگان زمامداری، گدایان و گرسنگان باشند كه میخواهند از این راه كسب مال كنند، هرگز حكومت درستكار برپا نخواهد شد.
این حقیقتی مسلم است كه بنیان هیچ حكومتی دگرگون نمیشود، مگر آنگاه كه میان اعضای طبقهی حاكمه جدایی افتد.
اگر در شهری، دارایی و توانگری ارجمند شمرده شود، البته به همان نسبت از بزرگداشت نیكی و نیكوكاران كاسته میشود.
اگر در جایی از شهر، تهیدست یافت شود، در همان نزدیكی، دزد و جیببُر و دشمن مقدسات و هر گونه بدكار دیگر هم پنهان خواهند بود.
هر گونه زیادهروی، واكنشی در پی دارد، چه در فصول، چه در گیاهها، چه در بدن و بیش از هر چیز در حكومت
زیادهروی در آزادی، به ناچار منجر به زیادهروی در بندگی خواهد شد؛ چه در فرد، چه در حكومت
امور مهمه هرگز به دور از خطر نیست و چنان كه میگویند، دشواری، شرط هر چیز زیباست.
جای شگفتی نیست كه بیشتر مردم، سخنان ما را نپذیرند؛ زیرا اندیشهای كه ما دربارهی آن گفتگو میكنیم، آنها هرگز اجرای آن را در كردار مشاهده ننمودهاند
به راستی اگر انسان، اندیشهی خود را متوجه به وجود راستین نماید، دیگر زمان آن نخواهد داشت كه رفتار افراد را در نظر آورد و با مردم ستیزه كند و دربارهی آنها دشمنی و كینه در درون خود بپروراند.
ادراك ناپخته، ابزار سنجش هیچ چیز نمیتواند بود
جستار والاترین دانش، همانا رسیدن به اصل خیر است
اگر دارای همه چیز شویم، ولی دستمان از خیر تهی باشد، مانند آن است كه هیچ نداشته باشیم
خیر در نظر همهی مردم، همان درك خوشیها و در نظر خواص [=ویژگان]، همان شناخت است.
اگر شخص همهی دانشها را درك كند، ولی از شناخت اصل خیر و شناخت زیبایی و نیكی بازماند، این سودی تواند داشت؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}