{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اگر زندگانی سپری نمی شد چقدر تلخ و ترسناك بود .
هنگامیكه انسان از شادی های دروغی و چیزهای مزخرف دست برداشت ، خواهد فهمید كه بهترین زندگانی را طبیعت به او می دهد .
ستم گری و كشتار نسبت به حیوانات ، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است .
تو آب روان بودی و رفتی سوی دریا . ما سنگ سفالیم ، ته جوی می مانیم .
چقدر تلخ و ترسناك است هنگامیكه آدم هستی خودش را حس می كند . جسم در یك دنیای مرده زندگی می كند و این شاید همان احساس مبهمی است كه انسان از پیش ، خود را مرده جان دار می پندارد .
یك چیز هایی هست كه نمی شود به دیگری فهماند ، نمی شود گفت ، آدم را مسخره می كنند .
هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده باشد ، نمی دانند كه من بیشتر خودم را سخت تر قضاوت كرده ام .
هرگاه دنیا می توانست از خوراك حیوانی دست بكشد ، نه تنها یك شورش اقتصادی پیدا می شد ، بلكه به بهبودی اخلاقی منتج می گشت .
به دنبال گوشتخواری عادات و اخلاق انسان پر از آلایش و درشتی می گردد .
به نظرم می آمد كه مرگ یك خوشبختی و یك نعمتی است كه به آسانی به كسی نمی دهند .
زیر دست آزاری و درندگی و خونخواری انسان برای آن است كه از خون حیوانات تغذیه می كند .
خبر نداشتن از كار دیگران آدم را اورژینال نمی كند ، باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت زیرش زد .
اشخاص ترسو و خرافه پرست چیز تازه ای را اگر چه حقیقت روشن هم باشند ، نمی پذیرند و پی بهانه می گردند و اشكال تراشی می كنند .
خودكشی های فصلی بیشتر از بی اعتقادی ، از زوال و نابودی وجوه زندگی مشترك بر می خیزد .
خوب بود آدم با این همه آزمایشهایی كه از زندگی دارد ، می توانست به دنیا بیاید و زندگی خودش را از سر نو اداره كند .
برای نوشتن كوچكترین احساسات یا كوچكترین خیال گذرنده ای ، باید سرتاسر زندگانی خودم را شرح بدهم و آن ممكن نیست .
اگر زندگانی سپری نمی شد چقدر تلخ و ترسناك بود .
هنگامیكه انسان از شادی های دروغی و چیزهای مزخرف دست برداشت ، خواهد فهمید كه بهترین زندگانی را طبیعت به او می دهد .
ستم گری و كشتار نسبت به حیوانات ، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است .
تو آب روان بودی و رفتی سوی دریا . ما سنگ سفالیم ، ته جوی می مانیم .
چقدر تلخ و ترسناك است هنگامیكه آدم هستی خودش را حس می كند . جسم در یك دنیای مرده زندگی می كند و این شاید همان احساس مبهمی است كه انسان از پیش ، خود را مرده جان دار می پندارد .
یك چیز هایی هست كه نمی شود به دیگری فهماند ، نمی شود گفت ، آدم را مسخره می كنند .
هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده باشد ، نمی دانند كه من بیشتر خودم را سخت تر قضاوت كرده ام .
هرگاه دنیا می توانست از خوراك حیوانی دست بكشد ، نه تنها یك شورش اقتصادی پیدا می شد ، بلكه به بهبودی اخلاقی منتج می گشت .
به دنبال گوشتخواری عادات و اخلاق انسان پر از آلایش و درشتی می گردد .
به نظرم می آمد كه مرگ یك خوشبختی و یك نعمتی است كه به آسانی به كسی نمی دهند .
زیر دست آزاری و درندگی و خونخواری انسان برای آن است كه از خون حیوانات تغذیه می كند .
خبر نداشتن از كار دیگران آدم را اورژینال نمی كند ، باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت زیرش زد .
اشخاص ترسو و خرافه پرست چیز تازه ای را اگر چه حقیقت روشن هم باشند ، نمی پذیرند و پی بهانه می گردند و اشكال تراشی می كنند .
خودكشی های فصلی بیشتر از بی اعتقادی ، از زوال و نابودی وجوه زندگی مشترك بر می خیزد .
خوب بود آدم با این همه آزمایشهایی كه از زندگی دارد ، می توانست به دنیا بیاید و زندگی خودش را از سر نو اداره كند .
برای نوشتن كوچكترین احساسات یا كوچكترین خیال گذرنده ای ، باید سرتاسر زندگانی خودم را شرح بدهم و آن ممكن نیست .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}