{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بشر آفریننده ی ارزشها است.
انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست، بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد.
بشر جاودانه بیرون از خویشتن است. بشر با پی ریزی “طرح” خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی، بشر و بشریت را به وجود می آورد.
امروز آدمی ناگزیر به دیروز تبدیل خواهد شد، اما امکان دارد فردای شما هرگز امروز نشود.
نبوغ، جوهر تفکر است.
تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.
همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم!
نگذارید بچه ها گریه کنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می کند.
هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.
آدم باید به این امر خو بگیرد که به کمترین ها خرسند باشد. هرچه کمتر بخواهی، با چیزهای کمتری خشنود می شوی و هر اندازه نیازهایت را کم کنی، امور زندگی ات بهتر خواهد شد.
مرگ، تنها چیزی است که حسی را در ما برمی انگیزد. مرگ، شکل هنری ما و تنها راه ابراز درون ناپیدا است.
اگر بخواهی از راه دویدن، خودکشی کنی، ابتدا باید خوب دویدن را یاد بگیری.
کمابیش کسی نیست که بخش کوچکی از زندگی را چنان که در گذشته بود، در وجود خود به دوش نکشد.
شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.
مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.
هنگامی که آغاز به نوشتن موضوعی می کنم، ناگهان پی می برم که درک من از آن چه اندازه اندک است.
بشر آفریننده ی ارزشها است.
انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست، بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد.
بشر جاودانه بیرون از خویشتن است. بشر با پی ریزی “طرح” خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی، بشر و بشریت را به وجود می آورد.
امروز آدمی ناگزیر به دیروز تبدیل خواهد شد، اما امکان دارد فردای شما هرگز امروز نشود.
نبوغ، جوهر تفکر است.
تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.
همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم!
نگذارید بچه ها گریه کنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می کند.
هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.
آدم باید به این امر خو بگیرد که به کمترین ها خرسند باشد. هرچه کمتر بخواهی، با چیزهای کمتری خشنود می شوی و هر اندازه نیازهایت را کم کنی، امور زندگی ات بهتر خواهد شد.
مرگ، تنها چیزی است که حسی را در ما برمی انگیزد. مرگ، شکل هنری ما و تنها راه ابراز درون ناپیدا است.
اگر بخواهی از راه دویدن، خودکشی کنی، ابتدا باید خوب دویدن را یاد بگیری.
کمابیش کسی نیست که بخش کوچکی از زندگی را چنان که در گذشته بود، در وجود خود به دوش نکشد.
شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.
مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.
هنگامی که آغاز به نوشتن موضوعی می کنم، ناگهان پی می برم که درک من از آن چه اندازه اندک است.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}