{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حقیقتی وجود ندارد، جز در عمل.
بشر، محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.
عشقی جز آنچه به مرحله ی تحقق درمی آید، وجود ندارد.
كار خوب آسانتر از كار بد است.
بشر وجود ندارد، مگر در حدی که طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.
آنچه آدمی را سست عنصر می سازد، عمل گریز یا تسلیم است.
امکان عشق، چیزی جز آنچه از عشق تجلی می کند نیست.
آنچه به بشر امکان زندگی می دهد، تنها عمل است.
شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان می کند.
من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم، اما باید بدانم که اگر انتخاب نکنم، باز هم انتخابی کرده ام.
فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است.
هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.
بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلکه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.
همیشه باید اخلاق را آفرید و ابداع کرد.
من هنگامی آزادم که همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد.
“ارزش”، چیزی نیست جز معنایی که شما برای آن برمی گزینید.
حقیقتی وجود ندارد، جز در عمل.
بشر، محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.
عشقی جز آنچه به مرحله ی تحقق درمی آید، وجود ندارد.
كار خوب آسانتر از كار بد است.
بشر وجود ندارد، مگر در حدی که طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.
آنچه آدمی را سست عنصر می سازد، عمل گریز یا تسلیم است.
امکان عشق، چیزی جز آنچه از عشق تجلی می کند نیست.
آنچه به بشر امکان زندگی می دهد، تنها عمل است.
شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان می کند.
من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم، اما باید بدانم که اگر انتخاب نکنم، باز هم انتخابی کرده ام.
فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است.
هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.
بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلکه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.
همیشه باید اخلاق را آفرید و ابداع کرد.
من هنگامی آزادم که همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد.
“ارزش”، چیزی نیست جز معنایی که شما برای آن برمی گزینید.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}