{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
كامل بودن بيان در اين است كه روشن باشد بي آنكه عادي باشد.
نمايشنامه نويس در فرآيند نوشتن، حتي اگر داستان را آفريده باشد، نخست بايد طرحي از داستان بريزد و سپس با رخداد هاي مناسب به پر كردن آن بپردازد
در ميان نمايشنامه نويساني كه از استعدادي برابر برخوردارند، آنان كه خود از نظر عاطفي حساس تر هستند، متقاعد مؤثرترند؛ كسي كه خود افسرده است افسردگي را سرايت مي دهد
بدتر از همه آن است كه كسي آگاهي كامل داشته باشد و اراده كند عمل را انجام دهد و سپس آن را انجام ندهد
ما نسبت به انساني كه سزاوار بدبختي نبوده است، احساس مهرباني و دلسوزي مي كنيم
كار شاعر اين نيست كه رخدادهاي حقيقي را نقل كند، بلكه كار او اين است كه آن چيزهايي را روايت كند كه بنابر احتمال يا ضرورت ممكن بود و يا مي توانست رخ دهد
زيباترين رنگها، كه به گونه اي اتفاقي بر روي بوم آمده باشد، لذت كمتري به ما مي بخشد تا طرحي سياه و سفيد.
انسانها به دليل شخصيت هايشان آن چيزي هستند كه هستند، اما در كردار است كه آنها به خوشبختي و يا بدبختي دست مي يابند
از راه كنش و كردار است كه انسانها كامياب مي شوند يا شكست مي خورند.
كارهايي را كه بايستي بياموزيم و زمان، صرف يادگيري آنها كنيم، مي توانيم در زمان انجام، ياد بگيريم
بي نيازي را از دنيا با خرسندي بخواه؛ زيرا آنچه كه انسان را بي نياز مي سازد، خرسندي است، نه دارايي
براي دوام دوستي بايد برتري و ارزش يكديگر را بشناسيد و به يكديگر با ديده احترام بنگريد
برتري باسواد بر بي سواد همانند برتري زندگان بر مردگان است
انساني كه با اجتماع تكامل پيدا كرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگي كند، خطرناكترين جانور است.
ما زماني ميتوانيم ادعا كنيم كاري يا پيشهاي را آموختهايم كه آن را انجام دهيم.
اعتقادي كه به زور به دست بيايد، ارزشي ندارد
كامل بودن بيان در اين است كه روشن باشد بي آنكه عادي باشد.
نمايشنامه نويس در فرآيند نوشتن، حتي اگر داستان را آفريده باشد، نخست بايد طرحي از داستان بريزد و سپس با رخداد هاي مناسب به پر كردن آن بپردازد
در ميان نمايشنامه نويساني كه از استعدادي برابر برخوردارند، آنان كه خود از نظر عاطفي حساس تر هستند، متقاعد مؤثرترند؛ كسي كه خود افسرده است افسردگي را سرايت مي دهد
بدتر از همه آن است كه كسي آگاهي كامل داشته باشد و اراده كند عمل را انجام دهد و سپس آن را انجام ندهد
ما نسبت به انساني كه سزاوار بدبختي نبوده است، احساس مهرباني و دلسوزي مي كنيم
كار شاعر اين نيست كه رخدادهاي حقيقي را نقل كند، بلكه كار او اين است كه آن چيزهايي را روايت كند كه بنابر احتمال يا ضرورت ممكن بود و يا مي توانست رخ دهد
زيباترين رنگها، كه به گونه اي اتفاقي بر روي بوم آمده باشد، لذت كمتري به ما مي بخشد تا طرحي سياه و سفيد.
انسانها به دليل شخصيت هايشان آن چيزي هستند كه هستند، اما در كردار است كه آنها به خوشبختي و يا بدبختي دست مي يابند
از راه كنش و كردار است كه انسانها كامياب مي شوند يا شكست مي خورند.
كارهايي را كه بايستي بياموزيم و زمان، صرف يادگيري آنها كنيم، مي توانيم در زمان انجام، ياد بگيريم
بي نيازي را از دنيا با خرسندي بخواه؛ زيرا آنچه كه انسان را بي نياز مي سازد، خرسندي است، نه دارايي
براي دوام دوستي بايد برتري و ارزش يكديگر را بشناسيد و به يكديگر با ديده احترام بنگريد
برتري باسواد بر بي سواد همانند برتري زندگان بر مردگان است
انساني كه با اجتماع تكامل پيدا كرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگي كند، خطرناكترين جانور است.
ما زماني ميتوانيم ادعا كنيم كاري يا پيشهاي را آموختهايم كه آن را انجام دهيم.
اعتقادي كه به زور به دست بيايد، ارزشي ندارد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}