{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ساعت ها به ساعت می نگرم مسابقه گذاشته اند عقربه ها هر چه غمت بیشتر باشد از سرعت خود می کاهند . . .
میدونی اگه یه روز پادشاه بشم بزرگترین آرزوم چیه ؟ میخوام بشی تاج سرم
همه جا پر شده که دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم من میگم حق دارن چون دوست داشتن های ما بودار است بوی سو استفاده بوی خیانت بوی دروغ میدهد . . .
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی در هر نفس این است دعایم همه ای ماه در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی . . .
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت . . .
دوستان من مثل گندمند یعنی یه دنیا برکت و نعمت ، نبودنشان قحطی و گرسنگی و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند . . .
بگویم و بدانی یا نگویم و میدانی ، فاصله دورت نمیکند ، در خوبترین جای جهان جا داری ، جایی که دست هیچکس به تو نمیرسد . . .
بیا تا من و تو جانانه باشیم / یکی شمع و یکی پروانه باشیم به پای سایه های گل نشینیم / دعا بر هم کنیم تا زنده باشیم . . .
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم : تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی . . .
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود / توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم / مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود . . .
بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد . . .
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی . . .
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن . . .
دستانت ، حلقه میزنند به دور کمرم این تنها <پــرانتـز> دوست داشتنیه زندگیه من است . . .
گفته اند: روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد! یعنی ما با هم! چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم
ساعت ها به ساعت می نگرم مسابقه گذاشته اند عقربه ها هر چه غمت بیشتر باشد از سرعت خود می کاهند . . .
میدونی اگه یه روز پادشاه بشم بزرگترین آرزوم چیه ؟ میخوام بشی تاج سرم
همه جا پر شده که دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم من میگم حق دارن چون دوست داشتن های ما بودار است بوی سو استفاده بوی خیانت بوی دروغ میدهد . . .
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی در هر نفس این است دعایم همه ای ماه در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی . . .
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت . . .
دوستان من مثل گندمند یعنی یه دنیا برکت و نعمت ، نبودنشان قحطی و گرسنگی و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند . . .
بگویم و بدانی یا نگویم و میدانی ، فاصله دورت نمیکند ، در خوبترین جای جهان جا داری ، جایی که دست هیچکس به تو نمیرسد . . .
بیا تا من و تو جانانه باشیم / یکی شمع و یکی پروانه باشیم به پای سایه های گل نشینیم / دعا بر هم کنیم تا زنده باشیم . . .
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم : تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی . . .
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود / توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم / مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود . . .
بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد . . .
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی . . .
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن . . .
دستانت ، حلقه میزنند به دور کمرم این تنها <پــرانتـز> دوست داشتنیه زندگیه من است . . .
گفته اند: روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد! یعنی ما با هم! چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}