{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
کاش می شد برگردی و ببینی چگونه چشمانم تقاص سکوتت هایت را پس می دهد کاش …
سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم
گاهی دلت آنقدر می گیرد که مجبوری تمام بغضت را با سکوت دفن کنی واین است کار این روزهای خاکستری من
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست تا آمدم با تو خدا حافظی کنم بغض امان نداد و در گلو شکست
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم . . .
بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته
این روزها من خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود….
همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی …
بعضـى ها گــريه نمى كنند اما از چشم هايشان معلوم است كه اشــكى به بزرگى يك سكــوت گوشه چشمشان به كمــين نشسته …
گاهى سکوت مى آموزد بودن هميشه در فرياد نيســت اسطـــوره شدن يعنى در عين رفتــن بمــانى يعنى باشى يـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند…
لعنتی کاشکی می دونستی سکوتم دردها داره واسه گفتن …
سکوت.. سکوت فقط صحبت نکردن نیست… سکوت فقط آروم بودن نیست… سکوت فقط نگاه کردن و دم نزدن نیست… می توانیم سکوت را صحبت عقل بدانیم
هرکس روشنایی دهد عاقبتش دار است سقف خانه را ببین اعدام دسته جمعی چراغ ها …
این روزها من روزه سکوت گرفته ام … آرام گرفته ام تا آرامش آنان که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود
اين روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند اما من جلوی دهانش را می گیرم وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
دلم کار دست است خودم بافتمش تارش از سکوت پودش از تنهایی همین است که خریدار ندارد…
کاش می شد برگردی و ببینی چگونه چشمانم تقاص سکوتت هایت را پس می دهد کاش …
سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم
گاهی دلت آنقدر می گیرد که مجبوری تمام بغضت را با سکوت دفن کنی واین است کار این روزهای خاکستری من
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست تا آمدم با تو خدا حافظی کنم بغض امان نداد و در گلو شکست
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم . . .
بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته
این روزها من خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود….
همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی …
بعضـى ها گــريه نمى كنند اما از چشم هايشان معلوم است كه اشــكى به بزرگى يك سكــوت گوشه چشمشان به كمــين نشسته …
گاهى سکوت مى آموزد بودن هميشه در فرياد نيســت اسطـــوره شدن يعنى در عين رفتــن بمــانى يعنى باشى يـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند…
لعنتی کاشکی می دونستی سکوتم دردها داره واسه گفتن …
سکوت.. سکوت فقط صحبت نکردن نیست… سکوت فقط آروم بودن نیست… سکوت فقط نگاه کردن و دم نزدن نیست… می توانیم سکوت را صحبت عقل بدانیم
هرکس روشنایی دهد عاقبتش دار است سقف خانه را ببین اعدام دسته جمعی چراغ ها …
این روزها من روزه سکوت گرفته ام … آرام گرفته ام تا آرامش آنان که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود
اين روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند اما من جلوی دهانش را می گیرم وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
دلم کار دست است خودم بافتمش تارش از سکوت پودش از تنهایی همین است که خریدار ندارد…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}