{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ، سـرچشمه محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است ، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است . . .
حرف های زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی
می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم یکی بود ، یکی … بی خیال … خلاصه اش می شود دوستت دارم
آسودگی از محن ندارد مادر ، آسایش جان و تن ندارد مادر ، دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ، ورنه غم خویشتن ندارد مادر . . .
ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت
باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟ نمی دانم همین اندازه می دانم که صدای پای خداست شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم
بانو آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست . . .
دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد دوست داشتن دل می خواهد و یک من می خواهد و یک تو
هی تو کمی نزدیکتر بیا اما چیزی نگو بگذار فقط بگذار چشم هایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد
بگو دوستت دارم شهیدم کن مالیات ندارد این گلوله ای که از دهانه لب هایِ تو شلیک می شود
امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه دیروز هم همینطور بود فردا هم همین طوره
انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم تنها یک جمله هنوزم دوستت دارم
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
خدا می خواست همه جا جلوه کند، مادر را آفرید
مهربانی پدر از قله فراتر است، مهربانی مادر از اقیانوس عمیق تر است.
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ، سـرچشمه محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است ، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است . . .
حرف های زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی
می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم یکی بود ، یکی … بی خیال … خلاصه اش می شود دوستت دارم
آسودگی از محن ندارد مادر ، آسایش جان و تن ندارد مادر ، دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ، ورنه غم خویشتن ندارد مادر . . .
ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت
باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟ نمی دانم همین اندازه می دانم که صدای پای خداست شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم
بانو آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست . . .
دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد دوست داشتن دل می خواهد و یک من می خواهد و یک تو
هی تو کمی نزدیکتر بیا اما چیزی نگو بگذار فقط بگذار چشم هایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد
بگو دوستت دارم شهیدم کن مالیات ندارد این گلوله ای که از دهانه لب هایِ تو شلیک می شود
امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه دیروز هم همینطور بود فردا هم همین طوره
انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم تنها یک جمله هنوزم دوستت دارم
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر
خدا می خواست همه جا جلوه کند، مادر را آفرید
مهربانی پدر از قله فراتر است، مهربانی مادر از اقیانوس عمیق تر است.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}