{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گفتی اندر خواب بینی بعد این روی مرا ماه من ، در چشم عاشق آب هست وخواب نیست . . .
شاید ( درد ) را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما ( درمان ) که نباشی ( نامرد ) می شوی ...
در تنور عاشقی سرد مکن ، در مقام عشق نامردی مکن حرف مردی میزنی مردانه باش ، در سرای عاشقی افسانه باش . . .
مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفارو همه یادگاریات بخوره تو سرت / نه خودتو میخوام نه دردسرت !
محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست
یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .
اتمام حجت کردم طاقتم طاق شده درد فراق وصل تو را می طلبد این عید قربان ، قربان تو می شوم
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی . . .
عیدقربان جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین عیدسرسپردگی و بندگی بر شما مبارک
عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت
تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .
در وصف تو ای گل مرا جانی هست یادم آمد گذر از نفس نشانی هست به وقت سرور و مستی ات، سالها در عید سعید قربان شادمانی هست عید قربان بر همگان میارک باد
عیدقربان جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد
دار بزن … خاطرات کسی که تـو را دور زده حالم خوب است …امّا گذشته ام درد میکند . . .
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد
گفتی اندر خواب بینی بعد این روی مرا ماه من ، در چشم عاشق آب هست وخواب نیست . . .
شاید ( درد ) را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما ( درمان ) که نباشی ( نامرد ) می شوی ...
در تنور عاشقی سرد مکن ، در مقام عشق نامردی مکن حرف مردی میزنی مردانه باش ، در سرای عاشقی افسانه باش . . .
مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفارو همه یادگاریات بخوره تو سرت / نه خودتو میخوام نه دردسرت !
محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست
یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .
اتمام حجت کردم طاقتم طاق شده درد فراق وصل تو را می طلبد این عید قربان ، قربان تو می شوم
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی . . .
عیدقربان جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین عیدسرسپردگی و بندگی بر شما مبارک
عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت
تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .
در وصف تو ای گل مرا جانی هست یادم آمد گذر از نفس نشانی هست به وقت سرور و مستی ات، سالها در عید سعید قربان شادمانی هست عید قربان بر همگان میارک باد
عیدقربان جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد
دار بزن … خاطرات کسی که تـو را دور زده حالم خوب است …امّا گذشته ام درد میکند . . .
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}