{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
کوچکتر باشد یا بزرگتر، چه فرقی میکند؟ باید آنقدر مرد باشد که پای حرفش بماند ! وگرنه دهان هر نامردی بوی گند ” دوستت دارم ” های الکی میدهد…
میان دست من و تو هزار فرسنگ است غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری مگر جنس دل نازک تو از سنگ است
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به بی وفایی چون تو دیگر هرگز اعتماد نخواهم کرد
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟
بی وفا پشت این پنجره جز هیچ بزرگ چیزی نیست آنقدر ساده گذاشتی که بگریم که نفهمیدی سیل، توراهم برد جز هیچ ، هیچ ندارم که بگویم این آخرین خنده های لاغرم بود شاید دیگر مرا نبینی !
آنچنان رسم وفا مرد که ترسم روزی / لیلی زنده شود یادی ز مجنون نکند
میخوام بهت بگم که بی وفا بودی رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی رفتی و چشم من مونده به راه تو حالا من بی وفا ترم یا تو
خدایا هر که با من آشنا شد دو روزی دید و زود از من جدا شد ، نمی دانم از اول بی وفا بود و یا نازش کشیدم بی وفا شد
وقتی فهمید میخوامش ، خندید و رفت التماس رو تو چشام دید و رفت با تمام خوبیهام اون بی وفا رنگ غم تو چشام پاشید و رفت .
کس به امید وفا ترک دل و دین مکند که چنانم من از این کرده پشیمان که نپرس
من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم ، اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست ، وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم.
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست ، ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت میشوند
تو که رفتی پریشون شد خیالم ، همه گفتن که من دیوونه حالم ، نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست ، که هرچی باشه اما بی وفا نیست
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند ، مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند
پرستوها چرا پرواز کردین ، جدایی را شما آغاز کردین ، جدای بی وفایی قهر و دوری ، همه باشند گناه آشنایی
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
کوچکتر باشد یا بزرگتر، چه فرقی میکند؟ باید آنقدر مرد باشد که پای حرفش بماند ! وگرنه دهان هر نامردی بوی گند ” دوستت دارم ” های الکی میدهد…
میان دست من و تو هزار فرسنگ است غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری مگر جنس دل نازک تو از سنگ است
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به بی وفایی چون تو دیگر هرگز اعتماد نخواهم کرد
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟
بی وفا پشت این پنجره جز هیچ بزرگ چیزی نیست آنقدر ساده گذاشتی که بگریم که نفهمیدی سیل، توراهم برد جز هیچ ، هیچ ندارم که بگویم این آخرین خنده های لاغرم بود شاید دیگر مرا نبینی !
آنچنان رسم وفا مرد که ترسم روزی / لیلی زنده شود یادی ز مجنون نکند
میخوام بهت بگم که بی وفا بودی رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی رفتی و چشم من مونده به راه تو حالا من بی وفا ترم یا تو
خدایا هر که با من آشنا شد دو روزی دید و زود از من جدا شد ، نمی دانم از اول بی وفا بود و یا نازش کشیدم بی وفا شد
وقتی فهمید میخوامش ، خندید و رفت التماس رو تو چشام دید و رفت با تمام خوبیهام اون بی وفا رنگ غم تو چشام پاشید و رفت .
کس به امید وفا ترک دل و دین مکند که چنانم من از این کرده پشیمان که نپرس
من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم ، اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست ، وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم.
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست ، ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت میشوند
تو که رفتی پریشون شد خیالم ، همه گفتن که من دیوونه حالم ، نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست ، که هرچی باشه اما بی وفا نیست
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند ، مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند
پرستوها چرا پرواز کردین ، جدایی را شما آغاز کردین ، جدای بی وفایی قهر و دوری ، همه باشند گناه آشنایی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}