{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بگذر از فرزند و جان و مال خویش تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست تا چو اسماعیل، قربانت کنند
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش با قربانى و صدقات و احسانش بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است
یارب ازدلهاى ماسوز محبت رانگیر این تجمع این توسل این ارادت رانگیر هستى ما بستگى دارد به حب دوستان هرچه میخواهى بگیراما رفاقت را نگیر
وقتی پیام نمیدم, خیال نکن که بی خیال توو روزگارتم, تو فکرتم, به یادتم زنده به انتظارتم, چونکه خیلی به فکرتم حس میکنم کنارتم!
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .
محبت به نامرد ، کردم بسی محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بی کسی درد نیست که دردی چو دیدار نامرد نیست
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت برادر جان مرا نامردمی کشت فتوت پیشه خندد روی در روی زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی
به نامردمان مهر کردم بسی نچیدم گل مردمی از کسی بسا کس که از پا در افتاده بود سراسر توان را زکف داده بود به حیلت گری خنجر از پشت زد بخونم ز نامردی انگشت زد
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت هیچ کس غصه ی این که چه می کرد نداشت گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی ، به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار نامردیش همه وجودت له شده ....
به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان آهای رفیق نامرد یه روز میشی پشیمون پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .
بگذر از فرزند و جان و مال خویش تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست تا چو اسماعیل، قربانت کنند
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش با قربانى و صدقات و احسانش بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است
یارب ازدلهاى ماسوز محبت رانگیر این تجمع این توسل این ارادت رانگیر هستى ما بستگى دارد به حب دوستان هرچه میخواهى بگیراما رفاقت را نگیر
وقتی پیام نمیدم, خیال نکن که بی خیال توو روزگارتم, تو فکرتم, به یادتم زنده به انتظارتم, چونکه خیلی به فکرتم حس میکنم کنارتم!
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .
محبت به نامرد ، کردم بسی محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بی کسی درد نیست که دردی چو دیدار نامرد نیست
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت برادر جان مرا نامردمی کشت فتوت پیشه خندد روی در روی زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی
به نامردمان مهر کردم بسی نچیدم گل مردمی از کسی بسا کس که از پا در افتاده بود سراسر توان را زکف داده بود به حیلت گری خنجر از پشت زد بخونم ز نامردی انگشت زد
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت هیچ کس غصه ی این که چه می کرد نداشت گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی ، به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار نامردیش همه وجودت له شده ....
به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان آهای رفیق نامرد یه روز میشی پشیمون پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}