{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یکی از همسایه هامون از کربلا اومده انقدر براش بنر خوش امد زدن اگه پول اونا رو بهش میدادن میتونست بره حج تمتع در و همسایه نیستن که یه مشت روان پریش دور هم تشکیل محله دادیم (°؟°)
با ذوق فراوان و یه لبخند ملیح به مامانم میگم:من اولاف(آدم برفی فروزن)هستم و دوست دارم بغل بشم.نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت:تو از اولشم الاغ بودی... خدایی مامانه دارم؟
بابام اومده تو اتاق قاب عکس بچگیامو دیده(3-4 سالگی بهم میگه:نره خر ببین قبلنا چه ناز بودی :ا لا مصب انقد ابراز احساساتش وسیعه که تو حلقم جا نمیشه:ا
روزهایی که سودای عشق در سر داشتم عادت به نوشتن شعر نداشتم با این حال زیباترین شعرم را روزی نوشتم که عاشق اش بودم از این رو شعرم را اولین بار برای او خواهم خواند
منتظر آمدن همه نباش یک نفر هیچ وقت نمیآید
انگار سالها طول کشید که دسته یی بوسه از دهانش بچینم و در گلدانی به رنگ سپید در قلبم بکارم اما انتظار ارزشش را داشت چون عاشق بودم
آنقدر بر شیشه های بخار گرفته شهر حرف اول نام تو را نوشته ام دیگر مردم شهر می دانند نام زیبای تو با کدام حرف شروع می شود
مامان من هنوز باورش نشده رشته ی من کامپیوتره ، تا کامپیوتر رو روشن میکنم میگه ول کن اون وامونده رو برو به درست برس !
امشب دریاها سیاهاند باد زمزمهگر سیاه است پرنده و گیلاسها سیاهاند دل من روشن است تو خواهی آمد
تو می توانستی تاج سرم باشی که انگار من پادشاه عاشقان جهانم و تو ملکه ی رشک برانگیزِ شعرها چه فایده حالا هر دو آدم هایی معمولی هستیم
موهایت را هر کسی می تواند ببافد اما روزی خواهی فهمید دیگر هیچکس مثل من با موهایت شعر نخواهد بافت
شــعر مـرا با خـود به جـاهایی مـی برد … کـه تـا بـه حـال نـرفته ام … بــاورت مــی شود … مــن با هـمین شـــعر ها … بـه آغـــوش تـو آمـدم …
بــه مـامـانـم مـیـگـم: انـارو واسـم دون مـیـکنـی بـخـورم... مـیگـه... هـمـیـنـجـوری گـازبــزن بـُخـور... یـنـی رسـمـا مـنـو گـوسـپـنـد فـرض کـرده...
با دوستم رفته بودیم بیرون داشتیم راه میرفتیم یهو خورد به تیر چراغ برق... بعد...فوری ازش معذرت خواهی میکنه..؟؟!!!!!!!!!^_^ مثل همیشه هیییییچ کاری جز دعا کردن از دستم بر نمیاد... معبوداااااااا
من سالهاست برای بیداریت بیدار هر شبم …
دیگه تصمیم گرفتم گیاهخوار شم مدیونید فک کنید یخچالمون غیر یه ظرف سالاد هیچی توش نیس -_- اخه مادرم من مگه بزم؟؟؟ فکو فامیله خوردن ب تورمون؟
یکی از همسایه هامون از کربلا اومده انقدر براش بنر خوش امد زدن اگه پول اونا رو بهش میدادن میتونست بره حج تمتع در و همسایه نیستن که یه مشت روان پریش دور هم تشکیل محله دادیم (°؟°)
با ذوق فراوان و یه لبخند ملیح به مامانم میگم:من اولاف(آدم برفی فروزن)هستم و دوست دارم بغل بشم.نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت:تو از اولشم الاغ بودی... خدایی مامانه دارم؟
بابام اومده تو اتاق قاب عکس بچگیامو دیده(3-4 سالگی بهم میگه:نره خر ببین قبلنا چه ناز بودی :ا لا مصب انقد ابراز احساساتش وسیعه که تو حلقم جا نمیشه:ا
روزهایی که سودای عشق در سر داشتم عادت به نوشتن شعر نداشتم با این حال زیباترین شعرم را روزی نوشتم که عاشق اش بودم از این رو شعرم را اولین بار برای او خواهم خواند
منتظر آمدن همه نباش یک نفر هیچ وقت نمیآید
انگار سالها طول کشید که دسته یی بوسه از دهانش بچینم و در گلدانی به رنگ سپید در قلبم بکارم اما انتظار ارزشش را داشت چون عاشق بودم
آنقدر بر شیشه های بخار گرفته شهر حرف اول نام تو را نوشته ام دیگر مردم شهر می دانند نام زیبای تو با کدام حرف شروع می شود
مامان من هنوز باورش نشده رشته ی من کامپیوتره ، تا کامپیوتر رو روشن میکنم میگه ول کن اون وامونده رو برو به درست برس !
امشب دریاها سیاهاند باد زمزمهگر سیاه است پرنده و گیلاسها سیاهاند دل من روشن است تو خواهی آمد
تو می توانستی تاج سرم باشی که انگار من پادشاه عاشقان جهانم و تو ملکه ی رشک برانگیزِ شعرها چه فایده حالا هر دو آدم هایی معمولی هستیم
موهایت را هر کسی می تواند ببافد اما روزی خواهی فهمید دیگر هیچکس مثل من با موهایت شعر نخواهد بافت
شــعر مـرا با خـود به جـاهایی مـی برد … کـه تـا بـه حـال نـرفته ام … بــاورت مــی شود … مــن با هـمین شـــعر ها … بـه آغـــوش تـو آمـدم …
بــه مـامـانـم مـیـگـم: انـارو واسـم دون مـیـکنـی بـخـورم... مـیگـه... هـمـیـنـجـوری گـازبــزن بـُخـور... یـنـی رسـمـا مـنـو گـوسـپـنـد فـرض کـرده...
با دوستم رفته بودیم بیرون داشتیم راه میرفتیم یهو خورد به تیر چراغ برق... بعد...فوری ازش معذرت خواهی میکنه..؟؟!!!!!!!!!^_^ مثل همیشه هیییییچ کاری جز دعا کردن از دستم بر نمیاد... معبوداااااااا
من سالهاست برای بیداریت بیدار هر شبم …
دیگه تصمیم گرفتم گیاهخوار شم مدیونید فک کنید یخچالمون غیر یه ظرف سالاد هیچی توش نیس -_- اخه مادرم من مگه بزم؟؟؟ فکو فامیله خوردن ب تورمون؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}