{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .
لك قلبي لك عمري ولك باقي سنيني انت هوي نفسي و شوقي و حنيني ولو حكيت ما حكيت ما راح اوفي حقي كلمه احبك ما تكفي و بالنهايه ايه احبك
هر چند دلم کنار تو شاد نبود ، یک روز ز دستان تو ازاد نبود دریای وفا بودم و اخر در عشق تو غرق شدی گروه امداد نبود!
احبك انت و انت بل حب تكفيني احبك انت و انت بالدمع ترويني احبك انت و انت بالقلب تحميني احبك انت و انت بالدم تفدبني احبك انت و انت بالعين تسحرني احبك انت و انت في الحلم تلاقيني
اين روزا به همديگه پيامك ميديم،شركت ايرانسلو ميگم خيلي خوبه، پيام ميدم سري جوابمو ميده،خلاصه تنهام نميزاره بخلاف تو كه تنهام گذاشتي
الليله احساسي غريب عاشق وانا مالي حبيب حبيت ... كل الناس لاموني حبيت ... كل احبابي باعوني قلت احبءالحب احسن قلت احبء الحب اضمن
بمیرد آن "دل" که خواهان غمت باشد!
ما به پاسور فلک باختیم تو دگر بهر نابودی ماسور نزن...!
سميتك هواي ور احتي ابدنياي و سميتك دواي و مرهم اجروحي سميتك نفس و النفس يعني الروح اذا راح النفس يعني انتهت روحي
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته. اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی. چون تلخترین شیرینی روزگاره
چــه کسي ميگويد دوري ســـردي مي آورد؟ وقتـــي که هنوز با يـــادت بنــد بنــد وجـــودم گـرم مي شود. . .
خلاص الحين ابي ارحل و انا فيني الم غدرك اباخذ قلبي من قلبك وخلي قلبك بصدرك
زندگی ام را تنهائی برداشته و دستهایم بی دستهایت هر شب هدر می روند
بالفرنسيهjetaim بالاسبانيهteguiro بالايطاليهteamo وبالعربيه احبك موت
اگـــر می دانستی کــه چقدر دوستتـــ دارمـــ نگاهتـــ را تــا ابد بر من می دوختیــ تــا من بر سکوتـــ نگـــاه تـــو رازهــای یکـــ عشـــق زمینی را بــا خــود بــه عرش خــداوند ببــرمـــ
حال و روزی دارم و دورانی از درد و نیاز چون خماری که توانش در نیازش سر شده. آخر کار من و افکار من معلوم نیست آنچه معلوم است پایان همین امروز بود مثل هر شب مست و بی خواب و خراب انتظار.
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .
لك قلبي لك عمري ولك باقي سنيني انت هوي نفسي و شوقي و حنيني ولو حكيت ما حكيت ما راح اوفي حقي كلمه احبك ما تكفي و بالنهايه ايه احبك
هر چند دلم کنار تو شاد نبود ، یک روز ز دستان تو ازاد نبود دریای وفا بودم و اخر در عشق تو غرق شدی گروه امداد نبود!
احبك انت و انت بل حب تكفيني احبك انت و انت بالدمع ترويني احبك انت و انت بالقلب تحميني احبك انت و انت بالدم تفدبني احبك انت و انت بالعين تسحرني احبك انت و انت في الحلم تلاقيني
اين روزا به همديگه پيامك ميديم،شركت ايرانسلو ميگم خيلي خوبه، پيام ميدم سري جوابمو ميده،خلاصه تنهام نميزاره بخلاف تو كه تنهام گذاشتي
الليله احساسي غريب عاشق وانا مالي حبيب حبيت ... كل الناس لاموني حبيت ... كل احبابي باعوني قلت احبءالحب احسن قلت احبء الحب اضمن
بمیرد آن "دل" که خواهان غمت باشد!
ما به پاسور فلک باختیم تو دگر بهر نابودی ماسور نزن...!
سميتك هواي ور احتي ابدنياي و سميتك دواي و مرهم اجروحي سميتك نفس و النفس يعني الروح اذا راح النفس يعني انتهت روحي
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته. اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی. چون تلخترین شیرینی روزگاره
چــه کسي ميگويد دوري ســـردي مي آورد؟ وقتـــي که هنوز با يـــادت بنــد بنــد وجـــودم گـرم مي شود. . .
خلاص الحين ابي ارحل و انا فيني الم غدرك اباخذ قلبي من قلبك وخلي قلبك بصدرك
زندگی ام را تنهائی برداشته و دستهایم بی دستهایت هر شب هدر می روند
بالفرنسيهjetaim بالاسبانيهteguiro بالايطاليهteamo وبالعربيه احبك موت
اگـــر می دانستی کــه چقدر دوستتـــ دارمـــ نگاهتـــ را تــا ابد بر من می دوختیــ تــا من بر سکوتـــ نگـــاه تـــو رازهــای یکـــ عشـــق زمینی را بــا خــود بــه عرش خــداوند ببــرمـــ
حال و روزی دارم و دورانی از درد و نیاز چون خماری که توانش در نیازش سر شده. آخر کار من و افکار من معلوم نیست آنچه معلوم است پایان همین امروز بود مثل هر شب مست و بی خواب و خراب انتظار.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}