{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حماقت که شاخ و دم ندارد! حماقت یعنی من اینقدر میروم تا تو دلتنگ من شوی! خبری از دلتنگی تو نمی شود! برمیگردم چون دلتنگت می شوم!!!
" سهراب "... قایقی را که گفتی ساختیم، اما هرچه رفتیم به پشت دریاها نرسیدیم! خاک ما همه اس غریب است، آشنا ندارد! " آدم اینجا تنهاست"
تقسیم میکنم ، سهم روزهای آینده ام را … یا در کنار تو یا در یاد تو …
هميشه ازخدابخواه توروتمناي دلي كنه كه مثل خودت پرازعشق باشه
هم اگدر اوصل قاد واشتم عطركم واصرخ واصيح ابصوت دمرني حبكم
لا تظن انت منسي انت اغلي من نفسي انت بلگلب محفوظ مثل آيه الكرسي
مجنون بيك اعترف وبروحي ظميتك من دون كل البشر بس انته حبيتك
روزگـــــــــارم خنده را از لبــــــانم برده است تیــــــر یأس وناامیدی به وجودم خورده است دیـــــــــــــــگر از عشق نپرس در من نیست قلب من قبل از خودم خیلی وقته مرده است
میدونی محبت یعنی چی ؟ م = من ح= حالا ب= به یاد ت = توام
لا خبر لا مكتوب لارف گلبكم ؟هيچ احنه صرنه ابساع ما نسوه عدكم؟
ابي تلمس دفاشوقي وبردالليل بعروقي وابي لحظه تحس اني اموووووووووت حزن بغيابك
تحبني خطوه احبك سفر تعشقني لحظه اعشقك عمر تشتاق لي ساعه شوقي لك بحر
اگر بوی گلی رو دوست نداری شاخه هایش را نشکن. . . . . .
هر بار کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم. . .! ترس من از گم شدن نیست ترس من از دستی است که بی بهانه رهایم می کند. . . . .
بار دیگر بیا و این افتاده از پا را زخمی بزن... . . من بدجور نمک گیرت شده ام.
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .
حماقت که شاخ و دم ندارد! حماقت یعنی من اینقدر میروم تا تو دلتنگ من شوی! خبری از دلتنگی تو نمی شود! برمیگردم چون دلتنگت می شوم!!!
" سهراب "... قایقی را که گفتی ساختیم، اما هرچه رفتیم به پشت دریاها نرسیدیم! خاک ما همه اس غریب است، آشنا ندارد! " آدم اینجا تنهاست"
تقسیم میکنم ، سهم روزهای آینده ام را … یا در کنار تو یا در یاد تو …
هميشه ازخدابخواه توروتمناي دلي كنه كه مثل خودت پرازعشق باشه
هم اگدر اوصل قاد واشتم عطركم واصرخ واصيح ابصوت دمرني حبكم
لا تظن انت منسي انت اغلي من نفسي انت بلگلب محفوظ مثل آيه الكرسي
مجنون بيك اعترف وبروحي ظميتك من دون كل البشر بس انته حبيتك
روزگـــــــــارم خنده را از لبــــــانم برده است تیــــــر یأس وناامیدی به وجودم خورده است دیـــــــــــــــگر از عشق نپرس در من نیست قلب من قبل از خودم خیلی وقته مرده است
میدونی محبت یعنی چی ؟ م = من ح= حالا ب= به یاد ت = توام
لا خبر لا مكتوب لارف گلبكم ؟هيچ احنه صرنه ابساع ما نسوه عدكم؟
ابي تلمس دفاشوقي وبردالليل بعروقي وابي لحظه تحس اني اموووووووووت حزن بغيابك
تحبني خطوه احبك سفر تعشقني لحظه اعشقك عمر تشتاق لي ساعه شوقي لك بحر
اگر بوی گلی رو دوست نداری شاخه هایش را نشکن. . . . . .
هر بار کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم. . .! ترس من از گم شدن نیست ترس من از دستی است که بی بهانه رهایم می کند. . . . .
بار دیگر بیا و این افتاده از پا را زخمی بزن... . . من بدجور نمک گیرت شده ام.
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}