{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دلم برای دوست داشتن تنگ شده ولی دیگه طاقتشو ندارم احساس میکنم دیگه نمیتونم
گفتی بمان بازمیگردم.... جاده تهی است,تو بازنخواهی گشت و چشمانم به راه تو نیست تو بمان... من بازمیگردم...
رد پای عطر پاییز را میگیرم کوچه ب کوچه... شهر ب شهر... رویا ب رویا... در انتهای کوچه باغ ب جای خالیت میرسم... چ سخت است حضور عطر تو میان برگهای خزان زده پاییز!
اشکاتو کی میشمره وقتی که دستای من از گونه هات دوره ♥ رفتن همیشه اختیاری نیست آدم یه جاهایی رو مجبوره.....
در گذزگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند عشق ها میمیرند رنگ ها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا میمانند
به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت...... من به این معجزه ایمان دارم.
گــور پــدر تــمــوم لــحــظــاتــی کــه.. . . . . . . . نــفــهــمــیــدی چـقـــدر دوســتـت داشتم . . .
فرق است میان کسی ک تورا میخواهد.... با کسی ک توراهم میخواهد
قسمتم نيست ببينم رخ دلدار! ولى هركجا هست بداند كه خرابش شده ام ؟
در هر ورق زمان نوشته ام " به یادت میمانم " حتی اگر هزار صفحه از تو دور باشم
دیدن غروب پاییز باحاله ولی نه درغربت . . .<بزن به افتخارهرچی ادم غریبه>
لجم ميگيرد وقتى عاشقانه هايم را مينويسم براى تو! اما همه ميخوانند الا تو
لبخند بزن،بدون انتظار پاسخی از دنیا،بدان و باور کن روزی آنقدر شرمنده خواهد شد،که به جای پاسخ به لبخند هایت به تمام ساز هایت خواهد رقصید.
قيمت اهل وفا يار ندانست دريغ ! قدر ياران وفادار ندانست دريغ ! درد محرومى ديدار مرا كشت افسوس ! يار حال من بيمار ندانست دريغ !
از چرخش این روزگار سیرشده ام، از روز و شبم خسته و دلگیر شده ام ، چرا مرگ مرا نمی گیرد در آغوش ، به خیالش که جوانم به خدا پیر شده ام،
خیلی سخته باشی اما دیده نشی ...
دلم برای دوست داشتن تنگ شده ولی دیگه طاقتشو ندارم احساس میکنم دیگه نمیتونم
گفتی بمان بازمیگردم.... جاده تهی است,تو بازنخواهی گشت و چشمانم به راه تو نیست تو بمان... من بازمیگردم...
رد پای عطر پاییز را میگیرم کوچه ب کوچه... شهر ب شهر... رویا ب رویا... در انتهای کوچه باغ ب جای خالیت میرسم... چ سخت است حضور عطر تو میان برگهای خزان زده پاییز!
اشکاتو کی میشمره وقتی که دستای من از گونه هات دوره ♥ رفتن همیشه اختیاری نیست آدم یه جاهایی رو مجبوره.....
در گذزگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند عشق ها میمیرند رنگ ها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا میمانند
به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت...... من به این معجزه ایمان دارم.
گــور پــدر تــمــوم لــحــظــاتــی کــه.. . . . . . . . نــفــهــمــیــدی چـقـــدر دوســتـت داشتم . . .
فرق است میان کسی ک تورا میخواهد.... با کسی ک توراهم میخواهد
قسمتم نيست ببينم رخ دلدار! ولى هركجا هست بداند كه خرابش شده ام ؟
در هر ورق زمان نوشته ام " به یادت میمانم " حتی اگر هزار صفحه از تو دور باشم
دیدن غروب پاییز باحاله ولی نه درغربت . . .<بزن به افتخارهرچی ادم غریبه>
لجم ميگيرد وقتى عاشقانه هايم را مينويسم براى تو! اما همه ميخوانند الا تو
لبخند بزن،بدون انتظار پاسخی از دنیا،بدان و باور کن روزی آنقدر شرمنده خواهد شد،که به جای پاسخ به لبخند هایت به تمام ساز هایت خواهد رقصید.
قيمت اهل وفا يار ندانست دريغ ! قدر ياران وفادار ندانست دريغ ! درد محرومى ديدار مرا كشت افسوس ! يار حال من بيمار ندانست دريغ !
از چرخش این روزگار سیرشده ام، از روز و شبم خسته و دلگیر شده ام ، چرا مرگ مرا نمی گیرد در آغوش ، به خیالش که جوانم به خدا پیر شده ام،
خیلی سخته باشی اما دیده نشی ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}