{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
زمان ، ساز سفر ميزند... بي هيچ پاداشي حراج محبت كنيم كه همه ما خاطره ايم...
" خوابیـــــدی؟ " نوشتـــه میشــه ولـــی "نیـــاز دارمـ که باهــات حــــرف بزنـــمــ" خونــده میشـــه!
عشق امانت باازشی ست که هر کس ان رادر قلبش نگه میدارد برای همین است که هر وقت بخواهی عشقت را ازکسی پس بگیری باید قلبش رابشکنی
خیانت است یا عدالت که وقتی نوشت \"دوستت دارم\" برای دو نفر فرستاد!!!!
سخترین کار دنیا انکار عشقم به کسیه که واقعا دوستش دارم.اگه واسه شمام سخته لایک کنید
در شادي من شريک باش اي ساعت / در فکر لباس شيک باش اي ساعت تعجيل بکن ، دلم برايش تنگ است / کم عاشق تيک و تاک باش اي ساعت . . .
دل مثل چسب میمونه وقتی که کنده بشه دیگه مثل دفعه اول نمی چسبه.
قلبم تهي ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ قلبم تباه ز تاريکي و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .
انقدر سبزی در خاطرم که هزاران خزان برگی از یادت را زرد نمی کند.
پاهايم را که درون آب مي زنم، ماهي ها جمع مي شوند شايد اين ها هم فهميده اند / عمري “طعمه روزگار”بوده ام . . .
شايد سالها بعد: در گذر جاده ها ، بي تفاوت ازكنارهم بگذريم و بگوييم آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود.
بنویس که هرچه نامه دادم نرسید / بنویس که یک نفر به دادم نرسید بنویس قرار من و او هفته بعد / این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
دلتنگي يعني آتيش زير خاكستر گاهى فكر ميكني تموم شده اما يك دفه همه وجودت آتش ميزنه
باغبانی پیرم که بغیر از گلها ازهمه دلگیرم کوله ام غرق غم است آدم خوب کم است عده ای کورو کرند و گروهی پکرند دلم از اینهمه بد میگیرد و چه خوب است آدمی میمیرد
چه سخته درجمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن ؛ به چشم دیگران چون کوه بودن ولی درخود به آرامی شکستن...
در ایستگاه آخر ... پیاده شدی دست تکان دادی و رفتی .... و من به انتظار تو در سوزنبانی بازنشسته شدم .....
زمان ، ساز سفر ميزند... بي هيچ پاداشي حراج محبت كنيم كه همه ما خاطره ايم...
" خوابیـــــدی؟ " نوشتـــه میشــه ولـــی "نیـــاز دارمـ که باهــات حــــرف بزنـــمــ" خونــده میشـــه!
عشق امانت باازشی ست که هر کس ان رادر قلبش نگه میدارد برای همین است که هر وقت بخواهی عشقت را ازکسی پس بگیری باید قلبش رابشکنی
خیانت است یا عدالت که وقتی نوشت \"دوستت دارم\" برای دو نفر فرستاد!!!!
سخترین کار دنیا انکار عشقم به کسیه که واقعا دوستش دارم.اگه واسه شمام سخته لایک کنید
در شادي من شريک باش اي ساعت / در فکر لباس شيک باش اي ساعت تعجيل بکن ، دلم برايش تنگ است / کم عاشق تيک و تاک باش اي ساعت . . .
دل مثل چسب میمونه وقتی که کنده بشه دیگه مثل دفعه اول نمی چسبه.
قلبم تهي ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ قلبم تباه ز تاريکي و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .
انقدر سبزی در خاطرم که هزاران خزان برگی از یادت را زرد نمی کند.
پاهايم را که درون آب مي زنم، ماهي ها جمع مي شوند شايد اين ها هم فهميده اند / عمري “طعمه روزگار”بوده ام . . .
شايد سالها بعد: در گذر جاده ها ، بي تفاوت ازكنارهم بگذريم و بگوييم آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود.
بنویس که هرچه نامه دادم نرسید / بنویس که یک نفر به دادم نرسید بنویس قرار من و او هفته بعد / این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
دلتنگي يعني آتيش زير خاكستر گاهى فكر ميكني تموم شده اما يك دفه همه وجودت آتش ميزنه
باغبانی پیرم که بغیر از گلها ازهمه دلگیرم کوله ام غرق غم است آدم خوب کم است عده ای کورو کرند و گروهی پکرند دلم از اینهمه بد میگیرد و چه خوب است آدمی میمیرد
چه سخته درجمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن ؛ به چشم دیگران چون کوه بودن ولی درخود به آرامی شکستن...
در ایستگاه آخر ... پیاده شدی دست تکان دادی و رفتی .... و من به انتظار تو در سوزنبانی بازنشسته شدم .....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}