{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟ مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟
ولم کنيد ، تب نکردم...! هوا سرد شده و من پيشانيم را براي دست هاي يخ او داغ نگه داشته ام...!!
بعضي وقتا آنقدر دلتنگ کسي ميشي که اگه بفهمه خودش از نبود خودش ، خجالت ميکشه ...!!
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان... نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی هرطور راحتی
سرد است اما سرما نمیخورم, تو نگران نباش... کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است
تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم ، تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم .
هر وقت داشتی یه ادمی رو تو ذهنت بزرگ می کردی جا واسه پشیمونی هم بذار . . .
پر از بغضم پر از گريه پر از تلخي و شيريني حلالم كن دارم ميرم منو هرگز نميبيني حلالم كن اگه دستام به دستاي توعادت كرد اگه اين عشق ادم كش به ما دو تا خيانت كرد
كاش دهخدا ميدانست دلتنگي...... فاصله...... بي وفايي...... تعريفش فقط دوحرف است.... تو
خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نـــــده.... تا شب های دلتنگی اش برای مــــــــــا باشد و روزهای خوشش برای دیگــــــــری...
در همین حوالی هستند کسانی که تا دیروز می گفتند: بدون تو نفس هم نمی توانم بکشم.... اما امروز در آغوش دیگری نفس نفس می زنند......
کاش تلخی های زندگی کمی الکل هم داشت... شاید مستمان می کرد و نوش می گفتیم ...
قلبم را عصب کشی کرده ام.... دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد...
چگونه میتوان به تاولهای پا گفت که تمام مسیر طی شده اشتباه بود؟
اي فلک گر من نمي زادي اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به اين خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم يا نباشم کاردنيا لنگ نيست ، من بمانم يا بميرم هيچ کسي دلتنگ نيست...
داشتم باز خوابم رو نگاه میکردم ، از فریاد غوغا شدم در خود. . . خنده میکردی ، جوابم این بود؟!
تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟ مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟
ولم کنيد ، تب نکردم...! هوا سرد شده و من پيشانيم را براي دست هاي يخ او داغ نگه داشته ام...!!
بعضي وقتا آنقدر دلتنگ کسي ميشي که اگه بفهمه خودش از نبود خودش ، خجالت ميکشه ...!!
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان... نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی هرطور راحتی
سرد است اما سرما نمیخورم, تو نگران نباش... کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است
تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم ، تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم .
هر وقت داشتی یه ادمی رو تو ذهنت بزرگ می کردی جا واسه پشیمونی هم بذار . . .
پر از بغضم پر از گريه پر از تلخي و شيريني حلالم كن دارم ميرم منو هرگز نميبيني حلالم كن اگه دستام به دستاي توعادت كرد اگه اين عشق ادم كش به ما دو تا خيانت كرد
كاش دهخدا ميدانست دلتنگي...... فاصله...... بي وفايي...... تعريفش فقط دوحرف است.... تو
خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نـــــده.... تا شب های دلتنگی اش برای مــــــــــا باشد و روزهای خوشش برای دیگــــــــری...
در همین حوالی هستند کسانی که تا دیروز می گفتند: بدون تو نفس هم نمی توانم بکشم.... اما امروز در آغوش دیگری نفس نفس می زنند......
کاش تلخی های زندگی کمی الکل هم داشت... شاید مستمان می کرد و نوش می گفتیم ...
قلبم را عصب کشی کرده ام.... دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد...
چگونه میتوان به تاولهای پا گفت که تمام مسیر طی شده اشتباه بود؟
اي فلک گر من نمي زادي اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به اين خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم يا نباشم کاردنيا لنگ نيست ، من بمانم يا بميرم هيچ کسي دلتنگ نيست...
داشتم باز خوابم رو نگاه میکردم ، از فریاد غوغا شدم در خود. . . خنده میکردی ، جوابم این بود؟!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}