{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
از اشعارم هم تو را كنار گذاشته ام، ببين فراموشي انسان هاي بي لياقت كار چندان مشكلي نيست
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ
بعضی وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ، نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن . بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی!!!!
به يكي دل سپردم بي وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد نمي دانم از اول بي وفا بود يا من نازش كشيدم بي وفاشد
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
پای من خسته از این رفتن بود قصه ام ،قصه ی دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود
با همه ی حال و روزی که دارم هنوز روی این حرفم هستم دردت بزنه منه تشنیم...
یکی بود دیگه نیست این تمام ماجراس<><><><><><>
یوسف اگر قلب زلیخا شکست......تا به ابد پای زلیخا نشست!! گرچه زلیخا دل و پشتش شکست......جز به یوسف به کسی دل نبست!!
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .
یـکـی از جـمـلـه هـایـی کـه تـو اوج بـی کـسـی و تـنـهـایـی بـهـمـون آرامـش خـاصـی مـیـده ایـن هـسـت....: ""هـمـه بـرن بـه جـهـنـم!!!"" دروغ مـیـگـم....؟!؟
مسیر بهشت از کنار تویه... چه راحت هواتو نفس میکشم ... پای هرکی غیر تو باشه وسط بهم شک نکن پامو پس میکشم...
بازم تو خوابه من ... بامن قدم بزن... اروم و سر به زیر.
رها از خستگی های همیشه باورم کن بزار تاخالی سینم برات آغوش باشه برهنه از لباس غصه های دور و دیرین بزار تا بوسه های من برات تن پوش باشه...
بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد
اعتراف سختیست؟ اما عشقم با آن غریبه به هم می ایند:(
از اشعارم هم تو را كنار گذاشته ام، ببين فراموشي انسان هاي بي لياقت كار چندان مشكلي نيست
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ
بعضی وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ، نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن . بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی!!!!
به يكي دل سپردم بي وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد نمي دانم از اول بي وفا بود يا من نازش كشيدم بي وفاشد
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
پای من خسته از این رفتن بود قصه ام ،قصه ی دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود
با همه ی حال و روزی که دارم هنوز روی این حرفم هستم دردت بزنه منه تشنیم...
یکی بود دیگه نیست این تمام ماجراس<><><><><><>
یوسف اگر قلب زلیخا شکست......تا به ابد پای زلیخا نشست!! گرچه زلیخا دل و پشتش شکست......جز به یوسف به کسی دل نبست!!
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .
یـکـی از جـمـلـه هـایـی کـه تـو اوج بـی کـسـی و تـنـهـایـی بـهـمـون آرامـش خـاصـی مـیـده ایـن هـسـت....: ""هـمـه بـرن بـه جـهـنـم!!!"" دروغ مـیـگـم....؟!؟
مسیر بهشت از کنار تویه... چه راحت هواتو نفس میکشم ... پای هرکی غیر تو باشه وسط بهم شک نکن پامو پس میکشم...
بازم تو خوابه من ... بامن قدم بزن... اروم و سر به زیر.
رها از خستگی های همیشه باورم کن بزار تاخالی سینم برات آغوش باشه برهنه از لباس غصه های دور و دیرین بزار تا بوسه های من برات تن پوش باشه...
بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد
اعتراف سختیست؟ اما عشقم با آن غریبه به هم می ایند:(
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}