{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
وداع آخرم با تو، وداعم با نفس هامه ببين نزديكه ويرون شم، رفيقم قلب تنهامه يه دريا تو چشام دارم،شبم لبريز بارونه بدون تو كسي جز من، كنار من نميمونه
بعضي وقتا انقدر دلتنگ كسي ميشي كه اگه بفهمه خودش از نبودنش خجالت ميكشه
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم… که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود… و من … روبه روی تو … می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم
جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد ، خوابمان می گیرد ... دست اندازها نعمتند...!!!
سالهاست این ترازوی ۲کفه تعادل ندارد ، دست خالی و دل پر !
هیچکس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه اما من به دلم یاد دادم وقتی شکست،تیزی اون دست کسی رو که اونو شکسته نبره.....
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !
سنگهايى كه من از ياد تو بر دل ميزدم خانه اى ميشد اگر خانه بنا ميكردم!
فعلا دلتنگي تنها نصيب من از ھمه ي زيبايي هاي اوست...
می شود کمی بخندی به حوض آب ؟ می خواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه...
لَـــــــــمس کَردَنِ صِـــــــــدایِ مَن اینجاستـــــــــ , تَرانِـــــــــه ی آرام رویِ نَبـــــــــضِ آبـــــــــیِه دَستایِ تو ...
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن . . .
روزگاری پر از احساس دوست داشتن بودم. اما امروز... باور کن هوای دلم خیلی سرد است.
آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم من نمیخواهم،بیا ساقی تماشایت کنم بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . .
آنقدر نیستی که گاهی فکر میکنم عشق را به من نسیه داده ای... بی تابم... نقد می خواهمت...
این پاییز لعنتی، خش خش این برگا، هوای دو نفره ی بعد از ظهر، قدم زدنای دم غروب..... همه و همه منو یاد تو میندازه عشق پر زده م .... زمستون لطفا زودتر بیاااا....من طاقت برگ زدن خاطرات رو ندارم....
وداع آخرم با تو، وداعم با نفس هامه ببين نزديكه ويرون شم، رفيقم قلب تنهامه يه دريا تو چشام دارم،شبم لبريز بارونه بدون تو كسي جز من، كنار من نميمونه
بعضي وقتا انقدر دلتنگ كسي ميشي كه اگه بفهمه خودش از نبودنش خجالت ميكشه
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم… که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود… و من … روبه روی تو … می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم
جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد ، خوابمان می گیرد ... دست اندازها نعمتند...!!!
سالهاست این ترازوی ۲کفه تعادل ندارد ، دست خالی و دل پر !
هیچکس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه اما من به دلم یاد دادم وقتی شکست،تیزی اون دست کسی رو که اونو شکسته نبره.....
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !
سنگهايى كه من از ياد تو بر دل ميزدم خانه اى ميشد اگر خانه بنا ميكردم!
فعلا دلتنگي تنها نصيب من از ھمه ي زيبايي هاي اوست...
می شود کمی بخندی به حوض آب ؟ می خواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه...
لَـــــــــمس کَردَنِ صِـــــــــدایِ مَن اینجاستـــــــــ , تَرانِـــــــــه ی آرام رویِ نَبـــــــــضِ آبـــــــــیِه دَستایِ تو ...
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن . . .
روزگاری پر از احساس دوست داشتن بودم. اما امروز... باور کن هوای دلم خیلی سرد است.
آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم من نمیخواهم،بیا ساقی تماشایت کنم بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . .
آنقدر نیستی که گاهی فکر میکنم عشق را به من نسیه داده ای... بی تابم... نقد می خواهمت...
این پاییز لعنتی، خش خش این برگا، هوای دو نفره ی بعد از ظهر، قدم زدنای دم غروب..... همه و همه منو یاد تو میندازه عشق پر زده م .... زمستون لطفا زودتر بیاااا....من طاقت برگ زدن خاطرات رو ندارم....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}