{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
می روی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد
پروانه وش از عشق تو در آتشم امشب میسوزم و با این همه سوزش خوشم امشب !
بسته راه نفسم بغض و دلم شعله ور است چون یتیمی که به او فحش پدر داده کسی !
مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیه ی “عشق” مصیبت دارند…
عشق ، بازیست نه بازی که مرا مات کنی نازنیا دل من صفحه شطرنج که نیست !
تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا ؟ دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا …
گفتی که به دلشکستگان نزدیکیم ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست !
از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل امّا چه غم ، غمی که خدا می دهد به دل ؟
نیازارم ز خود هرگز دلی را که می ترسم در او جای تو باشد !
من هجرِ یار دیده ام و باز زنده ام این شرطِ عاشقی نبود ، خاک بر سرم !
بلای عشق را جز عاشقِ شیدا نمی داند به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را !
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی !
ساعت عشق به سر میکوبد که زمان رفت و نیامد یارت گفتمش ساعت دیوانه بخواب تا نگاهم ندهد آزارت !
شنیدمت که نظر می کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود ؟ کجا رفت ؟ چرا بود ؟ چرا نیست ؟
گرچه می دانم نمی آیی ولی هردم ز شوق سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم !
می روی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد
پروانه وش از عشق تو در آتشم امشب میسوزم و با این همه سوزش خوشم امشب !
بسته راه نفسم بغض و دلم شعله ور است چون یتیمی که به او فحش پدر داده کسی !
مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیه ی “عشق” مصیبت دارند…
عشق ، بازیست نه بازی که مرا مات کنی نازنیا دل من صفحه شطرنج که نیست !
تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا ؟ دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا …
گفتی که به دلشکستگان نزدیکیم ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست !
از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل امّا چه غم ، غمی که خدا می دهد به دل ؟
نیازارم ز خود هرگز دلی را که می ترسم در او جای تو باشد !
من هجرِ یار دیده ام و باز زنده ام این شرطِ عاشقی نبود ، خاک بر سرم !
بلای عشق را جز عاشقِ شیدا نمی داند به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را !
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی !
ساعت عشق به سر میکوبد که زمان رفت و نیامد یارت گفتمش ساعت دیوانه بخواب تا نگاهم ندهد آزارت !
شنیدمت که نظر می کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود ؟ کجا رفت ؟ چرا بود ؟ چرا نیست ؟
گرچه می دانم نمی آیی ولی هردم ز شوق سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}