{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . .
لعنتی ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان و بـــه او بگــــو بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت…!!
من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم ! از لج تو . . . از لج خودم . . . که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم !
دیـگـــر نه اشـکـــهایم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
بمیــــرم من فهمیدم نمی مانی . . دیدم می روی . . رفتی باز هم ایستاده ام نگاه میکنم آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی . . .
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .
روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن ، نه کم میاد و نه بند میاد . . .
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد می رود این است حکایت آدم ها ، فراموشی.
همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن مواظب باش چشمک ستاره ، گریه ی ابرو از یادت نبره..
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام لاله پژمرده و زندانی ام / بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام.
مثل باران چشمهایت دیدنی است ، شهر خاموش نگاهت دیدنی ست ، زندگانی معنی لبخند توست ، خنده هایت بی نهایت دیدنی ست.
تو آن باران تند بی قراری که راهی غیر باریدن نداری ، نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها نباری.
همواره تنهاییم در جمع یاران هم در یک کویر خشک در زیر باران هم
باز باران آمد از هوا یا ز دو چشم خیسم؟ نیک بنگر! چه تفاوت دارد…
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . .
لعنتی ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان و بـــه او بگــــو بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت…!!
من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم ! از لج تو . . . از لج خودم . . . که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم !
دیـگـــر نه اشـکـــهایم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
بمیــــرم من فهمیدم نمی مانی . . دیدم می روی . . رفتی باز هم ایستاده ام نگاه میکنم آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی . . .
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .
روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن ، نه کم میاد و نه بند میاد . . .
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد می رود این است حکایت آدم ها ، فراموشی.
همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن مواظب باش چشمک ستاره ، گریه ی ابرو از یادت نبره..
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام لاله پژمرده و زندانی ام / بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام.
مثل باران چشمهایت دیدنی است ، شهر خاموش نگاهت دیدنی ست ، زندگانی معنی لبخند توست ، خنده هایت بی نهایت دیدنی ست.
تو آن باران تند بی قراری که راهی غیر باریدن نداری ، نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها نباری.
همواره تنهاییم در جمع یاران هم در یک کویر خشک در زیر باران هم
باز باران آمد از هوا یا ز دو چشم خیسم؟ نیک بنگر! چه تفاوت دارد…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}