{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
امام حسن عسگری (ع) : کسى که “پارسایى” خوى او، و “بخشندگى” طبیعت او و “بردبارى” خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند. . . شهادتش تسلیت، التماس دعا
از زهر کینه کشتند امام عسگری را / از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را . . . زهرا زند به سینه، دنبال آن جنازه / بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه
یا امام حسن عسگری دیده گریان نشود روز جزا در محشر / هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود . . .
داغ امام عسگری دلـهـا شکستـه / در ماتم بابای خود مهدی نشسته گرد مصیبت چهره ی عالم گرفته / زهرا ز داغ لاله اش ماتم گرفته . . .
نه همین جای تو در سامره تنها باشد / که به دلهای محبان تو جای تو بود
شهادت، عشق است فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی شکیبی انتظار، بهانه سازید . .
هشدار که ماتم عظیم است امروز دل ها همه با غصه ندیم است امروز بر صاحب عصر تسلیت باید داد کان درّ گرانمایه یتیم است امروز
امام حسن عسکری ( ع ) کسى که پارسایى خوى او و بخشندگى طبیعت او و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند
شیعیان بر سر زنید ، شد عزای دیگری کشته ی زهر جفا شد امام عسگری از جفای معتمد ، پر زخون دل ها شده در عزای عسگری ، سامره غوغا شده شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت باد
فاطمه (س) امشب به سامرّا عزا برپا کند دیده را یاد امام عسگری (ع) دریا کند ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر (عج) خود خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند
امشب که زمین و آسمان می گرید از ماتم عسگری (ع) جهان می گرید جا دارد اگر شیعه خون گریه کند چون مهدی صاحب الزمان (عج) می گرید
عشق یعنى شب نخفتن تاسحر عشق یعنى سجده ها با چشم تر عشق یعنى سربه دار آویختن عشق یعنى اشک حسرت ریختن عشق یعنى سوختن یاساختن عشق یعنى زندگى را باختن
پرسید میخوری یا میبری من گرسنه جواب دادم میخورم چه می دانستم حسرت ها را میخورند و لذت ها را میبرند
امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود
چه فصل غم انگیزی … دنبال یک اتاق خالی که موزیک گوش کنیم و چایی بخوریم و حسرت همین
ای عشق پس از تو نان من آجر نیست بی تو دلم از دریغ و حسرت پر نیست تو قسمت من نه مال مردم بودی قربان دلم که مال مردم خور نیست
امام حسن عسگری (ع) : کسى که “پارسایى” خوى او، و “بخشندگى” طبیعت او و “بردبارى” خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند. . . شهادتش تسلیت، التماس دعا
از زهر کینه کشتند امام عسگری را / از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را . . . زهرا زند به سینه، دنبال آن جنازه / بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه
یا امام حسن عسگری دیده گریان نشود روز جزا در محشر / هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود . . .
داغ امام عسگری دلـهـا شکستـه / در ماتم بابای خود مهدی نشسته گرد مصیبت چهره ی عالم گرفته / زهرا ز داغ لاله اش ماتم گرفته . . .
نه همین جای تو در سامره تنها باشد / که به دلهای محبان تو جای تو بود
شهادت، عشق است فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی شکیبی انتظار، بهانه سازید . .
هشدار که ماتم عظیم است امروز دل ها همه با غصه ندیم است امروز بر صاحب عصر تسلیت باید داد کان درّ گرانمایه یتیم است امروز
امام حسن عسکری ( ع ) کسى که پارسایى خوى او و بخشندگى طبیعت او و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند
شیعیان بر سر زنید ، شد عزای دیگری کشته ی زهر جفا شد امام عسگری از جفای معتمد ، پر زخون دل ها شده در عزای عسگری ، سامره غوغا شده شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت باد
فاطمه (س) امشب به سامرّا عزا برپا کند دیده را یاد امام عسگری (ع) دریا کند ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر (عج) خود خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند
امشب که زمین و آسمان می گرید از ماتم عسگری (ع) جهان می گرید جا دارد اگر شیعه خون گریه کند چون مهدی صاحب الزمان (عج) می گرید
عشق یعنى شب نخفتن تاسحر عشق یعنى سجده ها با چشم تر عشق یعنى سربه دار آویختن عشق یعنى اشک حسرت ریختن عشق یعنى سوختن یاساختن عشق یعنى زندگى را باختن
پرسید میخوری یا میبری من گرسنه جواب دادم میخورم چه می دانستم حسرت ها را میخورند و لذت ها را میبرند
امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود
چه فصل غم انگیزی … دنبال یک اتاق خالی که موزیک گوش کنیم و چایی بخوریم و حسرت همین
ای عشق پس از تو نان من آجر نیست بی تو دلم از دریغ و حسرت پر نیست تو قسمت من نه مال مردم بودی قربان دلم که مال مردم خور نیست
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}